حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤٧٦ - فصل پانزدهم در بيان صفتى چند است كه در آيات و اخبار از براى بهشت وارد شده است و اعتقاد بآنها لازم است
باشند و ايضا از حضرت امام موسى كاظم عليه السّلام روايت كرده است كه ام سلمه از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله پرسيد كه زنى دو شوهر كرده است و همه داخل بهشت ميشوند آن زن از كدام يك از آن دو شوهر خواهد بود حضرت فرمود كه اى ام سلمه او را بآن شوهرى ميدهند كه خوشخلقتر باشد و سلوكش با اهلش بهتر باشد اى ام سلمه حسن خلق خوبى دنيا و آخرت را برده است و على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام بسند كالصحيح روايت كرده است كه طوبى درختى است در بهشت كه اصلش در خانه امير المؤمنين عليه السّلام است و در خانه هر شيعه شاخى از شاخهاى آن هست و هر برگى از آن امتى را سايه ميكند و فرمود كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله فاطمه را ميبوسيد عايشه را بد آمد و گفت زن شوهردارى را چرا اين قدر ميبوسى حضرت فرمود اى عايشه در شب معراج داخل بهشت شدم و جبرئيل مرا بنزد طوبى برد و از ميوه آن بمن داد كه تناول نمودم پس خدا آن را آبى كرد در پشت من چون بزمين آمدم با خديجه نزديكى كردم و حامله شد بفاطمه پس هرگاه كه فاطمه را ميبوسم بوى درخت طوبى از او استشمام ميكنم و ايضا بسند كالصحيح از ابو بصير روايت كرده است كه گفت بخدمت حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم فداى تو شوم اى فرزند رسول خدا مرا مشتاق گردان بسوى بهشت حضرت فرمود كه بوى خوش بهشت از هزارساله راه از مسافتهاى دنيا احساس ميشود و پستترين اهل بهشت بحسب منزل چنانست كه اگر جميع جن و انس مهمان او شوند هرآينه از طعام و شراب آن مقدار نزد او باشد كه همه را كافى باشد و از نعمتهاى خدا كه نزد اوست چيزى كم نميشود و كمترين اهل بهشت بحسب رتبه و منزلت چون داخل بهشت شود سه حديقه در نظر او در آيد چون داخل حديقه پستتر شود آن مقدار از زنان و خدمتكاران و ميوهها و نهرها در نظر او درآيد و جلوه نمايد كه ديدهاش روشن و دلش شاد گردد و حمد و شكر منعم حقيقى بجاى مىآورد پس گويند سربلند كن و بجانب بالا نظر كن و چون حديقه دويم را نظر نمايد در آن نعمتى چند به بيند كه در حديقه اول نديده بود گويد پروردگارا اين را نيز بمن عطا كن ندا باو رسد كه شايد اين را كه بدهم باز ديگرى را خواهش نمائى گويد همين بس است مرا و ديگر آرزوئى نميكنم چون داخل آن حديقه شود مسرت و شادى او مضاعف گردد و شكر حق تعالى را بكند پس در آن حال درى از جنة الخلد بر روى او بگشايند و اضعاف آنچه بيشتر در آنجا ديده بود مشاهده نمايد و گويد تو راست حمد اى پروردگار من كه سرانجام دادى از عذاب نيران و منت گذاشتى بر من بنعمتهاى بىپايان جنان ابو بصير گريست و گفت فداى تو شوم شوق مرا زياد گردان آن حضرت فرمود در بهشت نهرى هست كه در كنارهاى آن دخترها