الفقه الاسلامى آداب بيمارى و احكام وفات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦ - پيشگفتار
رسد و بطور يقينى، حقيقت مرگ ثابت شود و پس از فوت فرصت، به آن ايمان و اعتقاد پيدا كنيم؟
هر گروهى از انسانها، به يكى از راههاى فوق گرويده است، اما همه اين باورها و راهكارها باطل و بىپايه است، زيرا تسليم شدن در برابر مرگ موجب مىشود كه بخشى از حيات را از دست بدهيم. آيا مگر زندگى يك پيكار نيكو و مبارزه بر حق بر ضد مرگ نيست؟ شريعت الهى ما را از انداختن جان خود به هلاكت منع كرده و حتى از آرزو كردن مرگ هم نهى نموده است.
امّا فراموش كردن مرگ يا منكر شدن آن، يكنوع خود فريبى است.
مگر كسى كه آمدن شب و تاريكى را فراموش كرده آيا واقعاً براى آن آمادگى مىگيرد؟ آيا كسى كه درد خود را فراموش كرده است، به درمان آن مىپردازد؟
اما مبارزه با مرگ هم هيچ سودى ندارد مگر با يك نسبت بسيار اندك، و بهر حال نمىتواند انسان را از خطر مرگ برهاند. بنابراين در برابر اين پديده خطرناك چه بايد كرد؟ پديدهاى كه هر روز به ديدار ما مىآيد و عزيزان ما را مىربايد و ما نمىتوانيم در برابر آن كمترين مقاومت از خود نشان بدهيم.
خداوند متعال مىفرمايد:
(فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ* وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ* وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلكِن لَا تُبْصِرُونَ* فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ* تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ) [١].
[١] - سوره واقعه، آيات ٨٧- ٨٣.