الفقه الاسلامى آداب بيمارى و احكام وفات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٧ - و- درباره حنوط و جريدتين
چوب تر يا نخل خرما) براى همين است و بعد از خشك شدن آن دو، هيچگونه عذابى به او نمى رسد ان شاء اللَّه.»
٨- سهل بن زياد از جمعى از اصحاب ما نقل مىكند:
«قلنا له: جعلنا اللَّه فداك، إن لم نقدر على الجريدة؟ فقال: عود السدر. قيل: فإن لم نقدر على السدر؟ فقال: عود الخلاف» [١]
. «به امام عليه السلام گفتيم: فدايت گرديم، اگر نتوانيم جريده (شاخه خرما) پيدا كنيم چه كار كنيم؟ فرمود: چوب سدر. گفته شد: اگر چوب سدر هم نباشد؟ فرمود: چوب خلاف. (خلاف يا صفصاف نوعى از درخت بيداست كه در سرزمين عرب زياد وجود دارد.»
٩- جميل بن درّاج مىگويد:
«قال: إنّ الجريدة قدر شبر، توضع واحدة من عند الترقوة إلى ما بلغت ما يلي الجلد، والاخرى في الأيسر من عند الترقوة إلى ما بلغت من فوق القميص» [٢]
. «جريده به اندازه يك وجب است. يكى از آن دو در كنار استخوان بالاى سينه نزديك گردن و چسبيده به پوست بدن گذاشته مىشود و ديگرى در طرف چپ و در همان محل ولى از بالاى پيراهن كفن گذاشته مىشود.»
١٠- سهل بن زياد مىگويد:
«قيل له: جعلت فداك، ربّما حضرني من أخافه فلا يمكن وضع الجريدة على ما روينا، فقال: ادخلها حيث ما أمكن» [٣]
[١]- همان، ص ٧٣٩، باب ٨، حديث ١.
[٢]- همان، ص ٧٤٠، باب ١٠، حديث ٢.
[٣]- همان، ص ٧٤١، باب ١١، حديث ١.