الفقه الاسلامى آداب بيمارى و احكام وفات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٦ - ه- احكام احتضار
٦- امام صادق عليه السلام فرمود:
«مردى از اهالى مدينه در هنگام احتضار، زبانش بند آمد پس رسول خدا صلى الله عليه و آله بر او وارد شد و فرمود بگو «لا اله الّا اللَّه» ولى او نتوانست، باز هم پيامبر اكرم تكرار كرد ولى باز زبانش بند آمد و نتوانست لا اله الّا اللَّه بگويد، و بار سوم نيز همين وضعيت تكرار شد. بالاى سر آن مرد زنى ايستاده بود، حضرت پيامبر پرسيد آيا اين مرد مادر دارد؟ آن زن گفت: بلى يا رسول اللَّه من مادر او هستم. پس گفت: آيا تو از پسرت راضى هستى؟ گفت: نه، من بر او خشمگين هستم. پيامبر فرمود: من علاقه مندم تو از او راضى شوى. آن زن گفت: بخاطر خوشنودى شما از او راضى شدم. پس پيامبر به شخص مريض گفت: بگو لا اله الّا اللَّه و او گفت: لا اله الّا اللَّه. پس فرمود:
بگو: «يا من يقبل اليسير و يعفو عن الكثير، اقبل منى اليسير و اعف عنى الكثير انك انت العفو الغفور» و آن مرد هم كلمات را تكرار كرد.
حضرت پيامبر فرمود: اكنون چه مىبينى؟ گفت: دو سياه چهرهاى را مىبينم كه بر من وارد مىشوند. پس پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آنچه را گفتم تكرار كن پس تكرار كرد. پس پيامبر فرمود: اكنون چه مىبينى؟ گفت:
آن دو سياه چهره از من دور و خارج شدند و دو نفر سفيد چهره وارد گرديدند و براى گرفتن روحم به من نزديك شدند. در همان لحظه بود كه آن مرد، جان به جان آفرين تسليم كرد. [١]»
٧- حريز نقل ميكند:
«نزد امام صادق عليه السلام بودم كه مردى به آن حضرت عرض كرد:
[١] - همان، ص ٦٦٨، باب ٣٩، حديث ٣.