الفقه الاسلامى آداب بيمارى و احكام وفات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦٦ - گواهى دادن براى ميّت
رفتند.»
٣- محمّد بن على بن الحسين فرمود:
«موقعى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از جنگ احد به مدينه بازگشت، ديد از هر خانهاى كه شهيد داشت، صداى نوحه و گريه بلند است، امّا از خانه عموى خود حمزه صدايى را نشنيد، پس فرمود: ولى حمزه گريه كننده ندارد! و از اين رو اهالى مدينه تصميم گرفتند كه بر هيچ ميّتى گريه و نوحه نكنند مگر اينكه از حمزه آغاز كنند و براى او نوحه سر دهند و بگريند و آنان تا امروز بر همين حالتند. [١]»
٤- عبداللَّه بن بكير رجانى مىگويد:
«من در نزد امام صادق عليه السلام از ابوالخطّاب و كشته شدن او ياد كردم پس قلبم رقّت پيدا كرد و گريستم. امام عليه السلام فرمود: آيا در فقدان او ناراحت و غمگين هستى؟ گفتم: نه ولى از شما شنيدم كه مىگفتى:
على عليه السلام اصحاب نهروان (خوارج) را كشت و اصحاب على عليه السلام براى آنان گريه مىكردند پس على عليه السلام فرمود: آيا براى آنان غمگين شدهايد؟ گفتند: نه، ولى آن الفتى را كه ميان ما بود به ياد آورديم و اينكه آنان گرفتار چه سرنوشتى شدند، و لذا دل ما براى آنان سوخت. حضرت فرمود: اشكال ندارد. [٢]»
گواهى دادن براى ميّت:
١- امام صادق عليه السلام فرمود:
«إذا مات المؤمن فحضر جنازته أربعون رجلًا من المؤمنين فقالوا:
[١] - همان، ص ٩٢٤، باب ٨٨، حديث ٣.
[٢] - همان، ص ٩٢٥، باب ٨٩، حديث ١.