احكام شريعت پيرامون حيات طيبه - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧٨ - ٣ - جنايت كشتن فرزندان
«بيقين آنها كه فرزندان خود را از روى جهل و نادانى كشتند، گرفتار خسران شدند؛ (زيرا) آنچه را خدا به آنها روزى داده بود، برخود تحريم كردند، و بر خدا افترا بستند. آنها گمراه شدند؛ و (هرگز) هدايت نيافته بودند.»
٣- (وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ* بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ) [١].
«و در آن هنگام كه از دختران زنده به گور شده سؤال شود:* به كدامين گناه كشته شدند!؟»
رهيافت وحى:
در واقع كشتن فرزندان يكى از زشتترين گونههاى ارتكاب قتل بشمار مىرود؛ نخست: از آن رو كه قاتل خود مىبايست در نقش حامى و ولىّ قربانى نقش، ايفا كند و قربانى را از هر آسيبى نگهدارى كند، و دوّم؛ اينكه قربانى دراين گونه قتلها ضعيف مىباشد و توان دفاع از خود را ندارد.
احكام:
١- بايد با اين فرهنگ زشت (يعنى كشتن فرزندان) كه در روزگار جاهليّتِ نخستين، در ميان مردم رايج بود، و توسّط مردان وحى باور، نابود شد، رويارويى كرد.
٢- به نظر مىرسد كه «سقط جنين» يكى از گونههاى كشتن فرزندان
[١] - سوره تكوير، آيات ٨ و ٩.