احكام شريعت پيرامون حيات طيبه - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٨٧ - ٢ - بىگناهى وبراءت انسان
فاعل گناه به گناه بودن آن فعل را يادآور شده بوديم. در واقع تنها دراين صورت است كه بر فاعل مىتوانيم اطلاق گناهكار كنيم.
ب- وجود قصد و خواست و ارادهاى معطوف به انجام گناه نيز يكى از شرطهاى تحقّق گناه مىباشد. آنچه از شريعت آسان ما برمىآيد اين است كه، نمىتوان مُكره (كسى كه به كارى مجبور شود)، مضطرّ (آنكه ناچار به انجام كارى شود)، و آنانكه براى قصدشان نمىتوان اعتبارى قايل شد همچون مجنون و كودك و كسى كه در خواب بسرمىبرد را به اعمالشان مؤاخذه كرد.
ج- يكى ديگر از اركان گناه، آن است كه گناه از سوى خود شخص و نه كس ديگر صادر شود. بنابراين نمىتوان كسى را به سبب عملكرد فرد ديگر گنهكار (يا مجرم) شمرد، هرچند دوست يا خويش فرد گنهكار باشد.
د- گناه بايد در جهان خارج به وقوع پيوندد، و اراده كننده گناهى كه به هر دليلى به انجام گناه موفّق نشود، گناهكار يا مجرم محسوب نمىشود، چون، خواستى كه به فعليت منجرّ نشود تأثيرى دربرندارد.