احكام شريعت پيرامون حيات طيبه - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧٤ - ٢ - پيشگيرى از جنايت قتل
الدنيا، فإنّ توبته أن يُقاد منه، وإن لم يكن علم به أحد انطلق إلى أولياء المقتول فأقرّ عندهم بقتل صاحبهم، فإن عفوا عنه فلم يقتلوه أعطاهم الدية، وأعتق نسمة، وصام شهرين متتابعين، وأطعم ستّين مسكيناً توبة إلى اللَّه» [١].
«اگر او را بجهت ايمانش كشته براى او توبه نيست و اگر بر اثر غضب و يا چيز ديگرى از امور دنيوى مرتكب قتل شده توبه او قصاص نمودن اوست و اگر كسى از قاتل بودن وى خبر نداشت به نزد اولياى مقتول رفته، به قتل فرد مقتول اقرار كند، پس اگر از او در گذشتند و او را نكشتند بايد به عنوان توبه ديه دهد، و يك بنده هم آزاد كند و دو ماه متوالى روزه بگيرد و شصت فقير را سير نمايد.»
٣- همچنين از آنحضرت روايت شده كه فرمودند:
«لا يزال المؤمن في فسحة من دينه ما لم يصب دماً حراماً».
«مؤمن تا زمانى كه خونى را به حرام نريخته باشد از جهت (پايبندى به) دين خود از شرايط مناسبى برخوردار خواهد بود.»
آنحضرت همچنين فرمودهاند:
«لا يوفّق قاتل المؤمن متعمّداً للتوبة» [٢].
«كسى كه مؤمنى را از روى عمد به قتل رساند موفّق به توبه نمىشود.»
٤- اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام در عهدنامه مبارك خود به والى خود بر مصر- مالك اشتر رحمه الله- مىفرمايند:
«إِيَّاكَ وَالدِّمَاءَ وَسَفْكَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا، فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ أَدْعَى لِنِقْمَةٍ، وَلَا أَعْظَمَ
[١] - بحارالأنوار، ج ١٠١، ص ٣٧٨، باب عقوبة قتل النفس.
[٢] - همان.