دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٠ - باز شدن کند و زنجیر و درهای زندان
باز شدن کند و زنجیر و درهای زندان
مرحوم بحرانی از کتاب «مشارقأنوارالیقین» از احمد بزار نقل مینماید: وقتی که هارون حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام را به بغداد آورد او را به سندی بن شاهک لعنة الله علیه سپرد و دستور داد حضرت را در سه کند و زنجیر از آهن که وزن آنها سی رطل بود به بند بکشد و در فکر به شهادت رساندن آن بزرگوار بود. نگهبان زندان حضرت مسیب بود. دو روز پیش از شهادت حضرت مسیب را در نیمه شب طلبید و به وی فرمود: امشب من به مدینه میروم تا پیمان امامت را به امام بعد از خود بسپارم! مسیب که از دوستان آن جناب بود عرض کرد: ای آقای من! دربانان و پاسبانان مقابل در هستند چگونه من در زندان را به روی شما بگشایم؟ حضرت فرمود: ضرری متوجه تو نمیگردد. سپس به آن کاخهای استوار و ساختمانهای مرتفع اشاره فرمود همه هموار و به زمین تبدیل گردید و به مسیب فرمود: تو در وضع کنونی خودت باش پس از ساعتی من نزد تو برمیگردم! مسیب گوید: به حضرت عرض کردم: غل و زنجیر را ببرم؟ حضرت غل و زنجیر را تکان داد دیدم همه بر روی زمین افتاد و حضرت چند قدم برداشت و از چشم من غایت گردید، من سر جای خود ایستادم بعد از کمی وقت دیدم ساختمانها و دیوارها به سجده افتادند ناگاه دیدم حضرت وارد زندان گردید و زنجیرها به حال اول برگشت [١] .
[~hr~]پی نوشت ها:(١) مدینةالمعاجز، ج ٦، ص ٣٨٣ و ٣٨٤.
منبع: زندگانی بابالحوائج حضرت موسی بن جعفر؛ عباس حاجیانی دشتی، موعود اسلام چاپ اول ١٣٨٨.