دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨٠ - گنجشک هراسان
گنجشک هراسان
در « مدینة المعاجز » از ابوجعفر طبری روایت شده که:
احمد بن محمد
معروف به « غزال » گفت: در خدمت امام کاظم علیهالسلام در منزل نشسته
بودیم. ناگهان گنجشکی آمد و خود را در حضور امام علیهالسلام بر زمین زد و
مرتب صیحه و فریاد میزد و بسیار مضطرب بود. حضرت فرمود: « میدانید چه
میگوید »؟ من گفتم: « نه! ای پسر رسول خدا! » فرمود: « میگوید ماری به
لانهی من حمله کرده و میخواهد تخمهای مرا بخورد و جوجههای مرا برباید.
هم اکنون به داد من برسید ». آنگاه فرمود: « همراه این گنجشک بروید و مار
را از او دفع کنید ». غزال گوید: « برخاستم و با چند نفر به دنبال گنجشک
حرکت کردم. چون به لانهی گنجشک رسیدم ماری سیاه و مهیب دیدم که میخواهد
از درخت بالا رود و به طرف چپ و راست میچرخید. سپس مار را کشتیم و گنجشک
را از شر او آسوده نمودیم ». [١] .
(١) ابنشهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج ٤، ص ٢٩٠.
منبع: کرامات و مقامات عرفانی امام موسی بن جعفر؛ سید علی حسینی قمی؛ ١٣٨٢؛ نشر نبوغ