دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٨ - جمال الدین اتابکی
جمال الدین اتابکی
«امام موسی علیهالسلام را به خاطر عبادتش، عبد صالح و به خاطر علمش،
کاظم میگویند [١] ، وی سال ١٢٨ و یا ١٢٩ ه در مدینه به دنیا آمد. آقا،
عالم، والامقام، بخشنده، ستوده و دعایش در پیشگاه خدا پذیرفته بود»[٢] .
این
بود قسمتی از نظراتی که بزرگانی از علما در کتابهای خود آورده بودند،
اینها حکایت از مقدار قدردانی و بزرگداشت آنها از امام علیهالسلام دارد و
تمام آنها به وجود اوصاف زیر در امام، اتفاق نظر دارند:
١ - امام علیهالسلام داناترین و فقیهترین فرد زمان خود بوده است.
٢ - در عبادت و طاعت تا آن جا کوشا بود که کسی به پای او نمیرسید.
٣
- صبر و بردباری امام از همه بیشتر و خشم خویش را از همه بیشتر فرو
میخورد و در برابر کسانی که نسبت به وی بیحرمتی میکردند، گذشت و احسان
مینمود.
٤ - از بخشندهترین و سخاوتمندترین و دست و دلبازترین مردم
بود تا آن جا که کیسههای مرحمتی او ضربالمثل بود، و به هر کس احسان او
میرسید بینیاز میشد.
٥ - آن بزرگوار باب الحوائج در پیشگاه خدا بود،
و خداوند او را مخصوص به این کرامت فرموده و مورد چنین لطفی قرار داده بود
و برای هر که متوسل به او میشد، برآوردن نیاز و حل مشکلش را ضمانت کرده و
بدون روای حاجت و فراغت بال و خیال راحت باز نمیگشت.
٦ - از آن بزرگوار کراماتی سرمیزد که عقلها و اندیشهها، مات و مبهوت بودند.
٧ - امام علیهالسلام از همهی مردم به خانواده و خویشان، بیشتر صلهی رحم میکرد.
٨ - آن حضرت از فصیحترین و بلیغترین مردم بود.
٩ - وی امامی از امامان مردم مسلمان و از جمله حجتهای خداوند بر مردم بود.
١٠ - آن بزرگوار در تواضع و نرمخویی به حد اعلا رسیده بود.
مورخان
داستانی را نقل کردهاند که این برجستگی را تأیید میکند؛ میگویند: «آن
بزرگوار به مرد سیاهپوست بد قیافهای رسید، به او سلام داد و نزد وی ماند و
با او مدتی به گفتگو نشست و بعد از او خواست تا اگر حاجتی دارد، برآورد،
آنگاه برخاست و از نزد وی رفت. این کار برای بعضی از اصحاب امام گران آمد و
به امام علیهالسلام اعتراض کردند و یکی از آنها به عنوان اعتراض گفت:
«یابن رسول الله! آیا شما به چنین کسی وارد میشوید و بعد دربارهی
نیازمندیهای او میپرسید، در حالی که او به شما نیاز فراوان دارد؟
امام
علیهالسلام از این سخن به خشم آمد و با روحیه و اندیشهی اسلامی که هیچ
تفاوتی بین افراد مسلمان نمیبیند، به وی پاسخ داد و فرمود:
«او
بندهای از بندگان خدا و برادری - مطابق کتاب خدا - و همسایهای در سرزمین
خدا است. بهترین پدران - حضرت آدم - و بهترین ادیان - اسلام - ما را به هم
مربوط ساخته است و شاید روزگار، بعضی از نیازمندیهای ما را به دست او قرار
دهد پس ما را بعد از فخر و تکبر، در برابر خود متواضع ببیند...»
براستی
که تفرقه و جدایی میان مسلمانان به هیچ صورتی از اسلام نیست و تمام مسلمین
در یک سطح میباشند و گرامیترین آنها نزد خدا پرهیزگارترین ایشان است.
با این نسیم خوشبوی ایمان و تقوا بود که امام علیهالسلام نفوس بیماری را که دچار خودخواهی و آفات اجتماعی بودند معالجه میکرد.
این
صفات برجسته در وجود امام علیهالسلام تنها راز بزرگی وی بوده و رمز اجماع
دانشمندان بر بزرگداشت آن بزرگوار، و اتفاق همهی مسلمین بر محبت اوست.
(١) امام علیهالسلام را به خاطر کظم غیظ آن بزرگوار و به دلیل حلم فراوانش کاظم گفتند نه به جهت علم و دانش آن حضرت، زیرا مناسبتی بین علم و عنوان کاظم وجود ندارد!.
[٢] النجوم الزاهرة: ٢ / ١١٢.
منبع: تحلیلی از زندگانی امام کاظم؛ باقر شریف قرشی؛ ترجمه محمد حسین عطایی.