دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤٤ - نسوختن در آتش
نسوختن در آتش
میگویند: بعد از امام جعفر صادق علیهالسلام، عبدالله که بزرگترین
فرزندان امام صادق علیهالسلام بود، دعوی امامت و جانشینی داشت. روزی جمع
کثیری در خدمت امام موسی علیهالسلام بودند و حرف عبدالله و ادعای امامت او
به میان آمد.
امام کاظم علیهالسلام دستور فرمود که هیزم بسیاری آورده
و در صحن چیدند. بعد کسی را بدنبال عبدالله فرستاد و او را طلب کرد. سپس
دستور داد که آن هیزمها را آتش بزنند، و کسی غرض و منظور حضرت را
نمیدانست.
چون همه هیزمها سوخت، حضرت برخاست و با جامه و ردائی که
پوشیده بود در میان آتش نشست و با اصحاب به صحبت کردن مشغول شد و بعد از
ساعتی بیرون آمد و لباس خود را تکاند. سپس به عبدالله خطاب فرمود که: «اگر
تو گمان میکنی که بعد از پدر، امام و جانشین میباشی، برخیز و ساعتی در
این آتش بنشین.» رنگ عبدالله متغیر شد و برخاست و از آنجا خارج شد. [١] .
هشام بن حکم میگوید: وقتی امام صادق علیهالسلام رحلت فرمود، عبدالله پسر
بزرگ آن حضرت ادعای امامت کرد. امام کاظم علیهالسلام او را طلب کرد و به
وی فرمود: «ای برادر! اگر تو امام هستی پس دست خود را در این آتش بگذار» و
به تنوری اشاره کرد که در آن هیزم زیادی انباشته شده و آنها را با نفت آتش
زده بودند. عبدالله این کار را نکرد ولی حضرت کاظم علیهالسلام دستش را
داخل آتش کرد و به هیزمها دست میمالید و تا آتش تمام نشده بود، دستش را
بیرون نیاورد. [٢] .
(١) کشف الغمه.
(٢) بحارالانوار ج ٤٨.
منبع: حدیث اهلبیت: عجایب و معجزات شگفت انگیزی از امام کاظم؛ واحد تحقیقاتی گل نرگس، شاکر چاپ اول ١٣٨٦.