دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥٧ - نهی از منکر امام کاظم
نهی از منکر امام کاظم
روزی امام کاظم علیهالسلام در کنار کوچهای عبور میکرد، صدای ساز و
آواز از خانهای به گوشش رسید، در همین لحظه کنیزی از آن خانه برای ریختن
زباله، بیرون آمد، امام به او فرمود: «صاحب این خانه بنده است یا آزاد است؟
«(غلام است یا ارباب؟)
کنیز: او آزاد است. امام کاظم: صدقت لو کان
عبدا خاف من مولاه: «راست گفتی، آزاد است که این گونه آشکارا گناه میکند،
اگر بنده بود از مولای خود میترسید و گناه نمیکرد.»
همین گفتگو باعث
شد که کنیز دیرتر به خانه بازگشت، صاحبخانه به نام بشر از کنیز پرسید: چرا
دیر آمدی؟ کنیز: شخصی در اینجا عبور میکرد، از من پرسید: صاحب این خانه
بنده است یا آزاد؟ گفتم آزاد است، گفت: اگر بنده بود از آقای خود میترسید.
همین پیام آن چنان بشر را دگرگون کرد که همان لحظه با پای برهنه از خانه
بیرون آمد و به دنبال آن آقا که این پیام را داده بود شتافت، ناگاه دید
امام کاظم علیهالسلام است، معذرت خواست و همان جا توبه کرد و با چشم گریان
به خانهاش بازگشت، و از آن پس هرگز دنبال گناه و انحراف نرفت و از
پارسیان معروف عصر خود شد، و چون هنگام توبه، پابرهنه بود، به او «بشر
حافی» گفتند، زیرا حافی به معنی پابرهنه است [١] .
(١) الکنی و الالقاب، ج ٢، ص ١٦٨.
منبع: نگاهی بر زندگی امام کاظم؛ محمد محمدی اشتهاردی، نشر مطهر چاپ دوم بهار ١٣٧٧.