دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٢ - پرش نان و بلعیدن شیر
پرش نان و بلعیدن شیر
علی بن یقطین - یکی از دوستان و اصحاب امام موسی کاظم علیهالسلام که
وزیر هارون الرشید نیز بود - حکایت کند: روزی هارون الرشید بعضی از نزدیکان
خود و همچنین امام موسی کاظم علیهالسلام را برای صرف طعام دعوت کرد؛ و
یکی از افراد خود را دستور داد تا بر سر سفره کاری کند که حضرت موسی کاظم
علیهالسلام شرمنده و خجل شود.
حضرت به همراه یکی از خادمان خود تشریف
آورد و در جایگاه خود جلوس فرمود، پس از لحظاتی سفره پهن و غذاها چیده و
آماده شد و حاضران مشغول خوردن غذا شدند.
و خادم حضرت نیز کنار حضرتش
قرار گرفته بود، مشغول خوردن شد و چون میخواست نانی بردارد با سحر و
جادوئی که شده بود، نان پرواز میکرد و تمام حاضران میخندیدند و در ضمن
حضرت را مسخره میکردند. چون چند مرتبه این کار تکرار شد، حضرت به عکس شیری
که بر یکی از پردهها بود خطاب نمود و اظهار داشت: ای شیر خدا! دشمن خدا
را بر گیر. ناگهان آن عکس تجسم یافت و شیری بزرگ و غضبناک گردید، و سپس
حمله ای نمود و آن شخص ساحر و جادوگر را بلعید. تمامی افراد در آن مجلس، با
دیدن چنین صحنه ای هولناک، ترس و وحشت بیهوش گشته و روی زمین افتادند و
شیر به حالت اولیه خود برگشت.
پس از گذشت ساعتی که حاضران بهوش آمدند،
هارون الرشید به حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام عرضه داشت: تو را سوگند
میدهم به حقی که بر گردنت دارم، تقاضا نمائی که شیر آن مرد را بازگرداند.
حضرت فرمود: اگر عصای پیغمبر خدا، حضرت موسی علیهالسلام آنچه را که در
حضور فرعون بلعید، بازگردانید، این شیر هم آن شخص را باز میگرداند [١] .
(١) امالی شیخ صدوق: ص ١٤٨، بحارالأنوار: ج ٤٨، ص ٤١، ح ١، عیون أخبار الرضا علیهالسلام، ج ١، ص ٩٥، ح ١.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام موسی کاظم؛ عبدالله صالحی؛ مهدی یار.