دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩١ - معرفت همسر خانم کبوتر
معرفت همسر خانم کبوتر
علی بن ابوحمزه ثمالی حکایت نماید:
روزی یکی از دوستان حضرت ابوالحسن امام موسی کاظم علیهالسلام به دیدار آن حضرت آمد؛ و حضرتش را به میهمانی در منزل خود دعوت کرد.
امام
علیهالسلام دعوت دوست خود را پذیرفت و به همراه آن شخص حرکت کرد تا به
منزل او رسید. همین که حضرت وارد منزل شد، میزبان تختی را مهیا نمود و امام
کاظم علیه السلام بر آن تخت جلوس فرمود. چون صاحب منزل به دنبال آوردن غذا
رفت، حضرت متوجه شد که یک جفت کبوتر زیر تخت درحال بازی و معاشقه با
یکدیگر میباشند.
وقتی صاحب منزل با ظرف غذا نزد حضرت وارد شد، امام
علیهالسلام را در حال خنده و تبسم مشاهده کرد، از روی تعجب اظهار داشت: یا
ابن رسول الله! این خنده و تبسم برای چیست؟
حضرت فرمود: برای این یک
جفت کبوتری است، که زیر تخت مشغول شوخی و بازی هستند، کبوتر نر به همسر خود
میگوید: ای انیس و مونس من، ای عروس زیبای من! قسم به خداوند یکتا! بر
روی زمین موجودی محبوبتر و زیباتر از تو نزد من نیست؛ مگر این شخصیتی که
روی تخت نشسته است. صاحب منزل با تعجب عرضه داشت: آیا شما زبان حیوانات و
سخن کبوتران را هم می فهمید؟ امام علیهالسلام فرمود: بلی، ما اهل بیت
رسالت، سخن حیوانات و پرندگان را می دانیم؛ و بلکه تمام علوم اولین و آخرین
به ما داده شده است [١] .
(١) مختصر بصائر الدرجات: ص ١١٤، بحار الأنوار: ج ٤١، ص ٥٦، ح ٦٥.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام موسی کاظم؛ عبدالله صالحی؛ مهدی یار.