دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤ - احضار نامه از کوفه و صندوق مخفی
احضار نامه از کوفه و صندوق مخفی
علی بن احمد بزاز حکایت کند:
در دهه سوم ماه مبارک رمضان در مسجد
کوفه مشغول عبادت بودم، ناگهان شخصی نامه ای را که مهر شده بود و به اندازه
چهار انگشت بیشتر نبود، به دستم داد و گفت: این نامه را حضرت ابوالحسن،
امام موسی کاظم علیهالسلام برایت فرستاده است.
همین که نامه را گشودم،
در آن چنین مرقوم فرموده بود: به نام خداوند بخشنده مهربان. وقتی این
نوشته را خواندی، نامه ای که ضمیمه آن است، برای خود در جائی امن و مناسب
نگه دار و مواظب آن باش تا زمانی که آن را طلب نمایم. پس نامه را برداشتم و
روانه منزل شدم؛ و یک راست به طرف صندوقخانه رفتم و نامه را در صندوقچه ای
- که مخصوص اشیاء قیمتی و نفیس بود - قرار دادم و درب آن را قفل کردم و
کسی غیر از خودم از پنهان کردن آن اطلاعی نداشت.
چون هنگام مراسم حج
فرا رسید، من نیز عازم مکه معظمه گردیدم؛ و در ضمن برنامه هایم به محضر
شریف امام کاظم علیهالسلام شرفیاب شدم. حضرت فرمود: ای علی! با آن نامه ای
که تو را بر محافظت آن دستور دادم، چه کردی؟ عرض کردم: فدایت گردم، نامه
را در صندوقخانه منزلم، به همراه دیگر وسائل و اشیاء قیمتی در صندوقچه ای
قرار داده ام و درب آن را قفل زده ام و کسی غیر از خودم به آن آگاهی ندارد و
کلید آن را نیز همراه آورده ام.
امام علیهالسلام فرمود: چنانچه نامه
را ببینی میشناسی؟ گفتم: بلی. پس سجاده و جانماز خود را بلند نمود و نامه
ای را که زیر آن موجود بود، برداشت و به من داد و فرمود: این همان نامه
است، بگیر و مواظب آن باش. وقتی نامه را گرفتم دیدم، همان نامه ای است که
حضرت در مسجد کوفه برایم فرستاده بود. لذا بسیار تعجب کردم و با خود گفتم:
چه کسی از آن اطلاع داشته، با این که کلید قفل صندوق همراه من بوده است؟!
چگونه و به چه وسیله ای نامه همراه حضرت میباشد، با این که به کوفه نیامده است؟![١] .
(١) هدایة الکبری حضینی: ص ٢٦٨.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام موسی کاظم؛ عبدالله صالحی؛ مهدی یار.