دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٤ - صلابت و عزت نفس امام کاظم
صلابت و عزت نفس امام کاظم
یکی از خصال و شیوه رفتاری امام کاظم علیهالسلام حفظ صلابت و عزت
اسلامی بود، او هرگز به خواری و ذلت تن در نداد، تا آنجا که مرگ با عزت را
بر زندگی ذلتبار ترجیح داد، در این راستا به سه سرگذشت جالب زیر توجه
کنید:
١- در آن هنگام که امام کاظم علیهالسلام در زندان، در شرایط سخن
بود، هارون وزیرش یحیی بن خالد برمکی را طلبید و به او چنین دستور داد؛
«به زندان برو و موسی بن جعفر علیهالسلام را از غل و زنجیر آزاد کن و سلام
مرا به او برسان، و به او بگو: پسر عمویت (هارون) میگوید: «قبلا من سوگند
یاد کردهام که تو را آزاد نسازم تا اقرار کنی که با من رفتار بد کردهای،
و از من درخواست عفو از گذشته نمایی، اقرار تو موجب ننگ برای تو نیست و
درخواست تو از من، موجب نقص و عیب تو نخواهد بود، این پیام رسان من یحیی بن
خالد، مورد اطمینان من و وزیر من میباشد، از او درخواست عفو کن به مقداری
که مرا از ذمه سوگند، برهاند، آنگاه به سلامت هر کجا خواهی برو.» امام
کاظم علیهالسلام به یحیی چنین گفت: «ای اباعلی! مرگ من فرارسیده و بیش از
یک هفته، بیشتر در این دنیا نخواهم ماند... از جانب من به هارون بگو روز
جمعه فرستاده من نزد تو میآید و آنچه را (در مورد وفات من) دیده، به تو
خبر میدهد، و تو بزودی در فردای قیامت در پیشگاه عدل الهی زانو بر زمین
میزنی و در آنجا روشن میشود که ظالم و ستمگر کیست؟» همان گونه که آن حضرت
فرموده بود، روز جمعه به لقاء الله پیوست [١] .
٢- قاطعیت امام کاظم
علیهالسلام در زندان، به قدری جدی و پرصلابت بود که در پاسخ به سؤال
مخفیانه یکی از دوستان به نام علی بن سوید، درباره دوری از طاغوتیان، چنین
فرمود:
لا تأخذن معالم دینک عن الخائنین، الذین خانوا الله و رسوله و
خانوا اماناتهم، انهم ائتمنوا علی کتاب الله فحرفوه و بدلوه، فعلیهم لعنة
الله و لعنة رسوله و لعنة ملائکته و لعنة آبایی الکرام البررة، و لعنتی و
لعنة شیعتی الی یوم القیامة: «دستورهای دینت را از غیر شیعیان ما نگیر، چرا
که اگر چنین کنی، دین خود را از خائنان گرفتهای، آنان که به خدا و رسولش
خیانت کردهاند، و به امانتهای آنها خیانت نمودهاند، کتاب خدا قرآن را به
عنوان امانت در اختیار آنها گذاشتند ولی آنها قرآن را تحریف و دگرگون
نمودند، لعنت خدا و رسول خدا و فرشتگان و لعنت پدران ارجمند و گرامیم و
لعنت من و همه شیعیانم تا روز قیامت بر آنها باد.» [٢] .
٣- در آن
هنگام که امام کاظم علیهالسلام در زندانهای تاریک هارون به سر میبرد، یکی
از آشنایان برای امام چنین پیام داد: «اگر برای فلانی نامه بنویسی تا با
هارون در مورد آزادی تو صحبت کند، کارساز است.» امام کاظم (ع) جواب داد:
پدرم از پدران خود و آنها از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کردهاند که
خداوند به حضرت داود علیهالسلام وحی کرد: انه ما اعتصم عبد من عبادی باحد
من خلقی دونی الا قطعت عنه اسباب السماء، و اسخت الارض من تحته: «همانا هیچ
بندهای از بندگانم به شخصی جز من تکیه نکرد، مگر اینکه اسباب (نعمتهای)
آسمان را از او بریدم، و زمین را در زیر پایش برای فرورفتنش در کام زمین
سست کردم.» [٣] . به این ترتیب آن بزرگمرد الهی در سختترین شرایط، با کمال
صلابت در برابر شخص قلدری مانند هارون ایستادگی کرد و حتی یک کلمه از او
تقاضا نکرد و مرگ با عزت را از زندگی ذلتبار ترجیح داد. چرا که آن حضرت در
دریای بیکران توحید الهی غرق بود، و حتی در نگین انگشترش نوشته بود: حسبی
الله (خدا مرا کافی است) و نیز نوشته بود: الملک لله الواحد القهار
(حاکمیت و عظمت از آن خداوند یکتای حاکم مقتدر است) [٤] به گفته اقبال
لاهوری:
آدم از بیبصری بندگی آدم کرد
گوهری داشت ولی نذر قباد و جم کرد
یعنی از خوی غلامی ز سگان پستتر است
من ندیدم که سگی پیش سگی قد خم کرد
و به گفته حافظ:
به ولای تو اگر بنده خویشم خوانی
از سر کون و مکان خواجگیم برخیزد
(١) مناقب آل ابیطالب، ج ٤، ص ٢٩٠.
(٢) وسائل الشیعه، ج ١٨، ص ١٠٩.
(٣) تاریخ یعقوبی، طبق نقل الائمة الاثنا عشر (هاشم معروف) ج ٢، ص ٣٣٨.
(٤) اعیان الشیعه، ج ٢، ص ٥.
منبع: نگاهی بر زندگی امام کاظم؛ محمد محمدی اشتهاردی، نشر مطهر چاپ دوم بهار ١٣٧٧.