دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٨ - خلق انبیاء بر نبوت
خلق انبیاء بر نبوت
عیسی شلقان، قلت لأبیالحسن علیهالسلام و هو یومئذ غلام قبل أو ان
بلوغه: جعلت فداک ما هذا الذی یسمع من أبیک انه أمرنا بولایة أبیالخطاب ثم
أمرنا بالبرائة منه؟ قال، فقال أبوالحسن (ع) من تلقاء نفسه، ان الله خلق
الأنبیاء علی النبوة فلا یکونون الا أنبیاء، و خلق المؤمنین علی الایمان
فلا یکونون الا مؤمنین، و استودع قوما ایمانا فان شاء أتمه لهم و ان شاء
سلبهم ایاه. و ان أباالخطاب کان ممن أعاره الله الایمان، فلما کذب علی
أبیسلبه الله الایمان.
کشی ح ٥٢٣
ترجمه: عیسی بن أبیمنصور شلقان
گفت: از حضرت موسی بن جعفر (ع) پرسیدم، و او در آن روز غلام نابالغی بود:
فدای تو بشوم، چیست که شنیده میشود از پدر بزرگوار تو که: او أمر کرده بود
بر دوستی ابوالخطاب، و سپس فرموده است به دوری کردن از آن؟ آن حضرت از
جانب خود فرمود: خداوند متعال خلق کرده است أنبیاء را روی مقام نبوت، پس در
حیات خود از أنبیاء میشوند. و خلق کرده است مؤمنین را روی حقیقت ایمان،
پس مؤمن میشوند. و قومی را ایمان سپرده است، و پس از آن اگر مقتضی و زمینه
بوده و بخواهد ایمان آنان را تکمیل میکند، و اگر مقتضی نشد از آنان سلب
خواهد کرد. و أما أبوالخطاب: از این رقم بوده است، و چون رعایت تقوی نکرده و
بر پدرم مطالب دروغی را نسبت داد: خداوند متعال ایمان را از او سلب کرد.
توضیح: در اینجا مطالبی را لازم است متذکر شویم:
١-
غلام: این کلمه در أصل، صفت به وزن شجاع است، یعنی کسی که متصف باشد به
اشتهاء، و شهوات در او متجلی گردد، و چون پسر در زمان طفولیت تا حد بلوغ به
عقل و تمییز، تعلق به مشتهیات دارد: او را غلام گویند. و أما الجدار فکان
للغلامین یتیمین. [١] .
٢- ولایت: حقیقت معنای ولایت عبارت است از قرار
گرفتن در جنب چیزی به قصد ارتباط با او، خواه رابطه در میان آنها نیکو و
مستحسن باشد، و یا رابطه سوء.
و أما مفاهیم - قرب و حب و یاری کردن و پیروی: از لوازم و آثار معنی أصلی است.
٣-
ابوالخطاب: او محمد بن مقلاص أسدی کوفی از أصحاب امام ششم است، و چون
نسبتهای دروغین به آن حضرت داده، و از خود آراء باطلی اظهار کرد: در مورد
نفرت و لعن آن حضرت قرار گرفت، و در رجال کشی قسمتی از آنها نقل شده است.
٤-
خلق موجودات و تقدیر آنها: با اراده و قدرت و علم پروردگار متعال، تحقق و
وجود خارجی پیدا کرده، و موجودات را در این دو مرحله هیچ گونه اختیار و
نظری نباشد: زیرا آنها پیش از خلق و تکوین، وجودی نداشتند تا نظر مخصوص و
اختیاری در چگونگی آفرینش خود داشته باشند.
و اختیار پس از موجود شدن در أثر صفت حیات و قدرت پیدا میشود، رجوع شود به باب ٢.
٥-
خلق و تکوین و تقدیر: در تمام مراحل صددرصد توأم با حکمت و نظم و
صلاحبینی و خیراندیشی کامل باید صورت بگیرد، زیرا اگر کوچکترین اختلال و
فساد و ضعف و شری در مراتب خلقت وجود داشته باشد: به طور یقین از ضعف و فقر
و محجوبیت و محدودیت و عدم توجه و غفلت و احتیاج خالق و ایجادکننده آنها
کشف خواهد کرد.
و بودن این صفات در ذات پروردگار قادر و عالم و حی مطلق و نامحدود و أزلی و أبدی و غنی بالذات محال است.
٦-
اختلاف در مراتب خلقت: از لحاظ کیفیت، و شدت ضعف، و مراتب قوت، و مراحل
هدایت و روحانیت، و درجات فطرت و استعداد: بهترین نشانه کمال قدرت و علم و
حکمت و تدبیر و احاطت است. و چون در این مورد، نظم و حکمت و تدبیر عمومی در
نظر گرفته شود: کمترین اعتراض و اشکال و خردهگیری دیده نشده، وهر چیزی به
جای خود متناسب و نیکو و پسندیده خواهد بود.
چنانکه اگر مهندس استاد و
فاضل و مدبری بخواهد ساختمان جامعی را نقشهکشی کند: قهرا اطاقهای مختلف و
حیاط و آشپزخانه و انبار و زیرزمین و حمام و توالت و حوض و باغچه و پله و
دهلیز و پشتبام و غیر اینها که برای زندگی یک خانواده لازم است، در نظر
خواهد گرفت.
و نبودن یکی از اینها موجب نقص و اعتراض واقع شده، و دلیل بر غفلت و توجه نداشتن و اشتباه خواهد بود.
٧-
در نقشه شهری نیز این معنی توسعه پیدا کرده، و به جای در نظر گرفتن زندگی
یک خانواده مخصوص، لازم است هزاران خانوادههای مختلف از لحاظ کمیت و کیفیت
و مرتبت، در نظر گرفته شده، و آنچه مورد احتیاج است منظور گردد.
و
گذشته از نظر صورت و ظواهر، از جهت مواد اولیه نیز باید به تناسب هر مورد
جنسی که لازم است به کار گرفته شود، چون آجر و سنگ و آهن و سیمان و تخته و
خاک و چوب و شیشه و گچ و درب و پنجره و درخت و گل و غیر اینها. و در این
نقشهها و در به کار بردن مواد أولیه: صحیح نیست که یکی به زبان قال یا حال
اظهار گله و اعتراضی نموده، و از موقعیت خود نارضایتی کند، زیرا همه این
جریانها و امور و جزئیات و کلیات تحت سرپرستی و تدبیر و صلاحبینی صددرصد
انجام گرفته، و هر کدام از آنها در موقعیت خود ارزشمند و لازم و مورد
احتیاج بوده، و یکی از دیگری برتر نیست، اگرچه به نظر ظاهری و بدون دقت و
تحقیق ممکن است چنین تصوری به وجود آمده، و در بعضی از موارد عنوان تحقیری
دیده شود.
٨- پس در نظام عمومی و کبیر جهان که با تدبیر و تنظیم کامل
خداوند قادر مطلق و عالم نامتناهی و غنی بذاته صورت گرفته است: قهرا
کوچکترین نقطهضعف و خللی نبوده، و از هر جهت کامل و تمام و روی خیر و صلاح
صددرصد میباشد. و تنوع جمادات و نباتات و حیوانات و اختلاف در میان أفراد
انسان، همه روی همین برنامه بوده، و لازم است در مقام تکوین و خلق رعایت
این امور بشود.
٩- و أما مستودع بودن ایمان در بعضی از أفراد: این معنی
مطابق أصل و قاعده عادلانه است، زیرا منظور ایجاد زمینه صالح و مقتضی
مناسب برای پیشرفت و استفاده از موقعیت موجود است، تا هر کسی بتواند در أثر
حسن عمل و خلوص نیت و انتخاب و اختیار نیکو، مراحل سعادت و کمال خود را طی
کرده، و در هر مقام و مرتبت و حالی که باشد: متناسب أحوال و به اقتضای وضع
ذاتی و أخلاقی خود، برنامه مخصوص و راه سعادت را در جهات مادی و معنوی خود
بپیماید.
آری موضوع سخن ما در عالم انسان است که با استعداد خاصی
آفریده شده، و زمینه صعود به عوالم بالا و بالاتری را دارد، و انسان مثل
ملائکه نیست که خلقتش یکنواخت و روی صفا و طهارت بوده، و ترقی و تنزل در حق
او نباشد.
١٠- و معلوم شود که: در تکوین و تقدیر الهی کوچکترین شر و
فسادی نیست، و این معنی برای خداوند غنی و واجب مطلق محال است، زیرا موجب
ضعف و نقص و غفلت و احتیاج خواهد بود. و أما وجود مراتب خیر و سعادت:
چنانکه گفتیم دلیل نظم و صلاحبینی است.
و هر کسی باید به اقتضای
استعداد و قوت و وسع خود انجام وظیفه داده، و برای سعادت خود پیشرفت کند.
لا یکلف الله نفسا الا وسعها ٢ / ٢٨٦. [٢] . و ضمنا به این نکته هم لازم
است متوجه باشیم که: وجود أنبیاء و أولیاء در میان امتها و مردم، برای
هدایت و ارشاد و تنبیه آنان است، و همه از وجود و زندگی آنان استفاده
میبرند، مانند آفتابی که نور و حرارت آن به همه جا و همه أفراد میرسد، و
همه باید از این نعمت و رحمت بزرگ الهی سپاسگزاری کنند.
(١) ١٨ / ٨٠ - اما دیواری که خراب شد مربوط به دو غلام یتیم بود.
(٢) تکلیف نمیکند خداوند متعال نفسی را مگر در محدوده وسع او.
منبع: احادیث صعب امام هفتم و بررسی و تحقیق و توضیح لازم از آنها؛ علامه مصطفوی؛ مرکز نشر آثار علامه مصطفوی چاپ اول ١٣٨٥.