دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨٥ - شناسایی علم خداوند متعال
شناسایی علم خداوند متعال
عن العبد الصالح موسی بن جعفر علیهماالسلام، قال: علم الله لا یوصف منه
بأین، و لا یوصف العلم من الله بکیف، و لا یفرد من الله، و لا یبان الله
منه، و لیس بین الله و بین علمه حد.
التوحید باب ١٠ ح ١٦
ترجمه: از
عبد صالح حضرت امام هفتم (ع) است که فرمود: علم خداوند متعال توصیف
نمیشود به عنوان أین، و همچنین توصیف نمیشود علم او با کیف، و علمی که از
خدا است جدا و تنها نمیشود از خداوند متعال، و خداوند متعال هم جدا
نمیشود از علم خود، و نیست در میان خدا و علم او حد و فاصلهای.
توضیح: در این حدیث شریف توضیحاتی لازم است داده شود:
١-
لا یوصف منه بأین: أین: هیئتی است که از بودن در مکان و محل ظاهر میشود، و
در نتیجه کشف میکند از فقر و احتیاج و حدوث و تحول در حلولکننده و هم در
محل.
و در صورتی که علم خداوند متعال عرضی و حادث و در محلی قرار
بگیرد: قهرا زائد بر ذات بوده، و محدود و محتاج گشته، و قرارگاه چنین علم
حادث محدودی نیز أزلی و أبدی و نامحدود نخواهد بود.
٢- و لا یوصف بکیف:
کیف: هیئتی است که از چگونگی و کیفیت موضوعی کشف کرده، و از عوارض لاحق و
حادث بر موضوع به حساب آمده، و قهرا هم خود و هم آن موضوع محدود و حادث و
متحول و محتاج خواهند بود.
پس اگر علم خداوند متعال محدود به کیفیتی
باشد، و چنین علم محدود و با کیفیت مخصوصی لاحق به ذات پروردگار متعال
گردد: قهرا صفت علم حادث بوده، و ثابت و نامحدود و أزلی و أبدی نخواهد بود.
و این معنی مستلزم میشود که خداوند متعال ذاتا و فینفسه عالم نباشد، و
پس از عالم بودن هم با علم محدود و متحول متصف گردد، و در این صورت ذات
خداوند متعال نیز محدود و متناهی و عاجز و محتاج خواهد بود.
٣- و لا
یفرد العلم من الله: و هرگز ممکن نیست که علم خداوند متعال از ذات او تنها و
جدا گشته، و همچنین ذات او هم از علم او جدا نمیگردد، و در میان این دو،
حد و فاصلهای پدید نیامده، و حتی در مقام عقلی نیز جدایی و فاصله داشتن
معقول نباشد.
پس صفت علم پروردگار متعال چون صفات دیگر او همه ذاتی و عین ذات او میباشد.
و
بلکه این صفات از ذات نامحدود و نامتناهی مطلق واجب و نور مجرد خالص تام،
انتزاع میشود، و اگر نه در ذات واجب بذاته هیچ گونه صفتی نیست، چنانکه
وارد است که: کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه. و أما انتزاع علم شهودی کامل
و نامحدود پروردگار متعال از ذات واجب بذاته: در کتاب التحقیق کلمه علم:
گفته شده است که - علم عبارت است از حضور و احاطه پیدا کردن به چیزی، و این
معنی با موضوعات از لحاظ مراتب محدودیت و یا شدت قوی مختلف میشود.
و
از حیث تمامیت و کمال قوت منتهی میشود به وجود خداوند متعال واجب بذاته و
وجود نامتناهی و حیات نامحدود مطلق، که احاطه و حضور به همه عوالم و
موجودات در هر زمان و مکان داشته، و کمترین ذرهای در هر جایی باشد: از
محیط نور و احاطه او بیرون نیست.
پس علم خداوند متعال از دو جهت به همه
موجودات و جهانیان امتیاز و تفوق دارد: أول - از لحاظ ذاتی بودن مطلق،
یعنی وجود و حیات بذاته و أزلی و أبدی داشتن که قهرا علم او نیز ذاتی و
بذاته و واجب و أزلی خواهد بود.
دوم - از لحاظ احاطه و حضور کامل و
نامحدود و نامتناهی به همه عوالم و جزئیات و کلیات - و عنده مفاتح الغیب لا
یعلمها الا هو و یعلم ما فی البر و البحر و ما تسقط من ورقة الا یعلمها ٦ /
٥٩. و جمله - و لیس بین الله و بین علمه حد: به هر دو جهت دلالت میکند،
زیرا چون در میان ذات واجب و علم او حدی نشد: قهرا علم او نیز چون ذات
نامحدود و نامتناهی و ذاتی خواهد بود.
و حد به معنی حدت و شدت است که موجب جدایی و تمییز و حصول فرق در میانه دو چیز باشد.
و در حدت در مقابل ملائمت و لینت و خضوع باشد.
حدیث دوم از امام هشتم:
عن
أیوب بن نوح، أنه کتب الی أبیالحسن علیهالسلام، یسأله عن الله عزوجل،
أکان یعلم الأشیاء قبل أن خلق الأشیاء و کونها، أو لم یعلم ذلک حتی خلقها و
أراد خلقها و تکوینها، فعلم ما خلق عند ما خلق و ما کون عند ما کون؟ فوقع
علیهالسلام بخطه: لم یزل الله عالما بالأشیاء قبل أن یخلق الأشیاء، کعلمه
بالأشیاء بعد ما خلق الأشیاء.
التوحید باب ١١ ح ١٣
ترجمه:
أیوب
بن نوح نخعی برای امام هشتم نوشت که: آیا خداوند متعال پیش از آنکه أشیاء
را بیافریند، به آنها عالم باشد، یا پس از خلق و تکوین آنها و یا هنگام
اراده خلق و تکوین عالم میشود؟
آن حضرت در پاسخ سؤال به خط مبارک خود
نوشت که: پیوسته از أزل و از پیش از تکوین و خلق عالم به أشیاء بوده است،
چون عالم بودن او به أشیاء پس از خلق آنها.
توضیح: در باب ٢ گفته شد
که: صفت علم و قدرت از حیات ذاتی و نامحدود انتزاع شده، و چون حیات از ذات
نامتناهی انتزاع میشود: قهرا نامتناهی بوده، و صفت قدرت و علم هم که از او
منتزع گشته است، نامتناهی خواهند بود.
و علم به اقتضای نامتناهی و
نامحدود و مطلق بودن آن: محیط به همه أشیاء و موجودات خواهد شد. پس حقیقت
علم عبارت از احاطه باشد، و به مقدار سعه و فراگیری و احاطه: دائره علم و
آگاهی نیز وسعت پیدا میکند.
و چون زمان و مکان حاجب و مانع از احاطه
نباشند: قهرا فراگیری نور علم در زمان بعد از ایجاد که در همه مکانها و در
عرض همدیگرند، مانند فراگیری و احاطه آن در زمان پیش از ایجاد و تکوین آنها
خواهد بود. و در نتیجه: علم و احاطه خداوند متعال به همه موجودات موجود و
گذشته و آینده، یک جریان روشن و مستدلی است، و چون صفات پروردگار متعال عین
ذات او باشد: قهرا صفات او نیز چون ذات او نامحدود و نامتناهی خواهد بود.
آری
غیر از ذات واجب تعالی، همه محدود هستند، و حتی در عالم أرواح و عقول نیز
همه أفراد محدودیت ذاتی دارند، و به اندازه وسع ذاتی خود میتوانند احاطه و
آگاهی پیدا کنند.
و در باب ١٨ خواهد آمد که: قسمتی از علوم مخصوص
پروردگار متعال است که حتی أنبیاء و ملائکه هم در آن قسمت شرکت ندارند، مگر
آنکه خداوند عزیز تعلیم فرماید.