دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٩ - زیارت قبر ابوعبدالله
زیارت قبر ابوعبدالله
عن الحسین بن محمد القمی قال، قال أبوالحسن موسی بن جعفر علیهماالسلام:
أدنی ما یثاب به زائر أبیعبدالله بشط الفرات، اذا عرف حقه و حرمته و
ولایته، أن یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخر.
ثواب الأعمال ص ١١١
ترجمه:
امام
هفتم علیهالسلام فرمود: کمترین چیزی که ثواب و أجر داده میشود، به زائر
قبر حضرت أبیعبدالله (ع) که در کنار نهر فرات است، زمانی که بشناسد حق او و
حرمت و ولایتش را: اینکه بخشیده شود برای او، آنچه گناه کرده است در گذشته
و آینده.
توضیح: در این حدیث شریف چندین موضوع توضیح داده میشود:
١-
زیارت: دیداری است که برخلاف جریان ظاهری باشد. زیرا أغلب دیدارهای بزرگان
روحانی و أمکنه مقدس، برخلاف جریانهای طبیعی و ظاهری بوده، و در حقیقت
عدول از روش عموم و مقتضیات ظاهری است.
و این معنی دلالت میکند بر اخلاص و محبت و علاقه زیاد به این أمر، و قهرا موجب أجر بیشتر خواهد شد.
٢-
اذا عرف حقه: حق به معنی أمری است که ثابت و مطابق باشد با واقع، خواه در
موضوعات خارجی باشد، یا در أعمال، یا در أحکام، یا در علوم و معارف، یا در
مقامات روحانی، یا در شؤون زندگی، یا غیر اینها، و آن صفت بر وزن صعب است.
و
مقصود در اینجا: مقامات روحانی از جهات قرب به خداوند متعال و معارف الهی و
علوم ربانی و وصایت از رسول خدا و مظهریت در صفات جلال و کمال و صدق در
رفتار و کردار و گفتار و ارتباط با غیب، میباشد. و اضافه در کلمه - حقه:
به معنی لام است، یعنی حقایق و واقعیاتی که برای آن حضرت و مخصوص او است. و
زیارتی که توأم باشد با انکار و حجود این حقائق که امور ثابت و واقعی است:
نتیجهبخش و مفید نبوده، و مانند سائر زیارات ظاهری خواهد بود.
و همچنین است اگر روی غفلت و جهالت صورت بگیرد.
٢-
و حرمته: حرمة چون فعلة آن چیزی است که محفوظ و ممنوع باشد، یعنی جایز و
حلال نشود هتک ممنوع و محفوظ بودن آن. و این مفهوم در مقابل حلال است.
و این عنوان در مرتبه متأخر حق است، یعنی پس از تحقق موضوع حق: حکم لزوم احترام و محفوظ و ممنوع بودن آن به اقتضای عقل ثابت میشود.
و
در این مورد چون عناوین وصایت و ارتباط با غیب و قرب و مظهریت تامه شخص
امام حق و ثابت گردید: لازم است به حفظ و احترام آن از روی اعتقاد و عمل و
قول، مجاهدت کرد.
و این معنی أثر و نتیجه موضوع حق است، و از این لحاظ در مرتبه متأخر آن ذکر شده است.
و برگشت این قید به حقیقت ایمان و تشیع و پیروی خالص از عقائد و أعمال و روش آن حضرات میشود.
٣-
و ولایته: ولایت به معنی اشراف و تدبیر امور باشد، و حقیقت ولایت قرار
گرفتن در پهلوی چیزی است که رابطه اشراف و تدبیر و اداره آن در میان باشد. و
این معنی در حقیقت و از لحاظ واقعیت مطلق صددرصد برای خداوند متعال باشد، و
سپس در مرتبه متأخر و در ظل او برای أنبیاء و أولیاء و أوصیاء ثابت است. و
ولایت پس از تکوین و تقدیر بوده، و در رابطه تربیت و تدبیر امور شخصی و
اجتماعی انجام میگیرد. انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا - ٥ / ٥٥.
ولایت خداوند متعال: در مراحل جریان بقاء موجودات پس از ایجاد و تقدیر
آنها، و در رابطه عوارض و حوادث و آنچه تعلق به ادامه حیات دارد، و یا آنچه
مربوط باشد به نظم و تدبیر عوالم کلی یا اجتماع، و یا از لحاظ جعل و تشریع
مقررات. و أما ولایت رسول أکرم و حضرات أئمه علیهمالسلام: منحصر میشود
به جهت آخر که تشریع أحکام الهی و مقررات دینی و تعیین وظائف عبودیت، از
مراحل
توحید و تهذیب نفس و آنچه مربوط میشود به سیر انسان به سوی
کمال. هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و
یعلمهم الکتاب و الحکمة ٦٢ / ٢. [١] .
پس این رسالت در حقیقت خلافت از
جانب پروردگار متعال است در موضوعات ابلاغ آیات و تزکیه و تعلیم. و برگشت
این معنی به تثبیت تولیت الهی است در این قسمت مخصوص، به رسول او و
جانشینانش صلوات الله علیهم.
و نتیجه اذعان به این ولایت و قبول کردن
آن: این است که انسان از جان و دل و در ظاهر و باطن، در مقابل دستورها و
فرمانهای آنان که از جانب خدا هستند (و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی
یوحی ٥٣ / ٤) [٢] کمال اطاعت و تسلیم و تمام تبعیت و خضوع پیدا کرده، و
کمترین تخلفی نداشته باشد. و ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا
- ٥٩ / ٧. [٣] .
و این ولایت متأخر از موضوع حق و حرمت بوده، و در
مرتبه سوم قرار میگیرد: زیرا حق و حرمت مربوط به علو مقام و شخصیت والای
آن حضرات بوده، و ولایت اشاره به ثبوت منصبی باشد که به اقتضای مقام رفیع
ذاتی، از جانب خداوند متعال تعیین میشود.
٤- أن یغفر له: این قسمت
چهارم نیز در حقیقت نتیجه طبیعی سه قسمت گذشته باشد، زیرا زیارت با این
شرائط و دیدار با این خصوصیات (قبول و تصدیق به حقوق و حرمت و ولایت آن
حضرات و تسلیم شدن در مقابل آنان) در حقیقت توبه کامل از همه معاصی و ذنوب
گذشته و آینده خواهد بود. آری نه تنها معاصی گذشته محو و بخشیده خواهد شد، و
معاصی آینده نیز پس از این توجه و عرفان و توبه خالص باطنی به وقوع نه
پیوسته، و اگر روی غفلت ظاهر شد: توأم با توبه و ندامت و استغفار خواهد
بود. یا أیها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا عسی ربکم أن یکفر عنکم
سیئاتکم و یدخلکم جنات - ٦٦ / ٨. [٤] . و ضمنا معلوم شود که: این قیود و
یا شبیه به آنها در همه زیارات حضرات أئمه أطهار وارد شده است. رجوع شود به
کتاب شریف من لا یحضره الفقیه، أبواب حج و زیارات.
(١) خدایی که مبعوث کرده است در میان أفراد ساده پیغمبری را که تزکیه کرده و تعلیم کتاب و حکمت بدهد.
(٢) سخن نمیگوید از خواهش نفس، و نیست سخن او مگر آنکه وحی نازل شود.
(٣) و آنچه آورده است برای شما رسول اکرم، پس آن را بگیرید، و آنچه را که نهی میکند از آن پس بپذیرید.
(٤) ای آنانکه ایمان آوردهاید توبه کنید به سوی خداوند متعال توبه خالص، امید است که خدای شما بپوشاند از شما بدیهای شما را، و داخل کند شما را به بهشتها.
منبع: احادیث صعب امام هفتم و بررسی و تحقیق و توضیح لازم از آنها؛ علامه مصطفوی؛ مرکز نشر آثار علامه مصطفوی چاپ اول ١٣٨٥.