دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٤ - خبر از مرگ برادر جندب و اموالش
خبر از مرگ برادر جندب و اموالش
یکی از اصحاب و راویان حدیث، به نام علی فرزند ابوحمزه ثمالی حکایت
نماید: روزی در خدمت حضرت ابوالحسن، امام موسی کاظم علیهالسلام نشسته
بودم، که شخصی از اهالی شهر ری، به نام جندب وارد شد و پس از سلام در گوشه
ای روبروی حضرت نشست. امام علیهالسلام پس از جواب سلام و احوال پرسی
فرمود: برادرت در چه وضعیتی است؟ جندب در پاسخ گفت: الحمدلله، در حال صحت و
سلامتی بود و به شما سلام رسانید. حضرت اظهار نمود: خداوند به تو صبر
عنایت کند، برادرت از دنیا رفته است. عرض کردم: ای سرورم! من فدای شما
گردم، سیزده روز پیش نامه برادرم به دستم رسید؛ و او صحیح و سالم بود. حضرت
فرمود: بلی، میدانم؛ لکن او دو روز بعد از فرستادن نامه فوت کرد و قبل از
آن که بمیرد، به همسرش وصیت نمود و اموالی را تحویل او داد که هر وقت
بازگشتی آن اموال را تحویل تو دهد.
پس مواظب باش، هنگامی که به منزل
خود بازگشتی، با زن برادرت با مهربانی و عطوفت برخورد کن؛ و نسبت به او
اظهار علاقه نما، تا آن اموال را تحویل دهد.
فرزند ابوحمزه ثمالی گوید:
بعد از گذشت دو سال که جندب دو مرتبه به مدینه طیبه جهت عزیمت به مکه
معظمه آمده بود، جریان غیب گوئی امام موسی بن جعفر علیهماالسلام را جویا
شدم که تا چه اندازه ای واقعیت و صحت داشت؟ در پاسخ اظهار داشت: سوگند به
خدا! تمامی آنچه را که مولا و سرورم، مطرح فرموده بود، صحت داشت و هیچ
خلافی و نقصی در آن نبود [١] .
(١) عیون المعجزات: ص ١٠١، س ١، بحار الأنوار: ج ٤٨، ص ٦١، ح ٧٦ - ٧٩، از چند منبع دیگر.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام موسی کاظم؛ عبدالله صالحی؛ مهدی یار.