دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٤ - در گهواره و مسائل خانوادگی
در گهواره و مسائل خانوادگی
یکی از اصحاب امام جعفر صادق علیهالسلام، به نام یعقوب سراج حکایت کند:
روزی
به قصد ملاقات و زیارت مولایم، حضرت صادق آل محمد علیهمالسلام به منزل
ایشان رفتم، هنگامی که وارد شدم، دیدم که آن امام بزرگوار کنار گهواره
شیرخوارش، حضرت ابوالحسن موسی کاظم علیهالسلام ایستاده؛ و جهت دل گرم کردن
و آرام نمودن نوزاد، با او سخن میگوید. مدت زیادی بدین منوال طول کشید؛ و
همچنان من در گوشه ای نشسته و نظاره گر آنها بودم تا آن که سخن راز امام
با نور دیده اش علیهالسلام به پایان رسید.
آن گاه من از جای خود
برخاستم و به سمت آن امام مهربان رفتم، همین که نزدیک آن حضرت قرار گرفتم،
فرمود: آن نوزاد، بعد از من، مولایت خواهد بود، نزد او برو و سلام کن. پس
اطاعت کردم و نزدیک آن نوزاد- و نور الهی - رفتم و سلام کردم، با این که او
کودکی شیرخواره، در گهواره بود، خیلی زیبا و با بیانی شیوا جواب سلام مرا
داد. و سپس به من خطاب نمود و اظهار داشت: حرکت کن و به سوی منزل خود روانه
شو و آن نام زشت و نامناسبی را که دیروز برای دخترت برگزیده ای تغییر بده،
چون خداوند متعال صاحب چنین نام و اسمی را دشمن داشته و غضب دارد - و او
مورد رحمت الهی قرار نخواهد گرفت - یعقوب سراج در ادامه گوید: یک روز قبل
از آن که خدمت حضرت برسم، خداوند متعال دختری به من عطا کرده بود، که نام
او را حمیراء نهاده بودیم؛ و کسی هم آن حضرت را از این موضوع آگاه نکرده
بود؛ و با این که آن حضرت، طفلی شیرخوار در گهوار بود، به خوبی از درون
مسائل خانوادگی ما آگاه بود. و بعد از آن که چنین علم غیبی از آن طفل معصوم
آشکار گشت و مرا در تغییر و انتخاب اسم مناسبی برای دخترم نصیحت فرمود،
امام جعفر صادق علیهالسلام مرا مورد خطاب قرار داده و اظهار نمود: ای
سراج! دستور و پیشنهاد مولایت را عمل کن؛ که موجب سعادت و خوشبختی شما
خواهد بود. یعقوب گوید: من نیز اطاعت امر کردم و نام دخترم را به نام
مناسبی تغییر دادم [١] .
(١) اصول کافی: ج ١، ص ٣١٠، ح ١١، اثبات الهداة: ج ٣، ص ١٥٨، ح ١٢.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام موسی کاظم؛ عبدالله صالحی؛ مهدی یار.