دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٥ - خرید همسر به عنوان مادر
خرید همسر به عنوان مادر
هشام بن احمر - که یکی از اصحاب امام موسی کاظم علیهالسلام است، حکایت کند:
روزی در محضر مبارک آن حضرت بودم، به من فرمود: ای هشام! آیا خبر داری که از شهرهای مغرب کسی آمده باشد؟
عرض کردم: خیر، بی اطلاع هستم.
فرمود: بلی، همین امروز عده ای آمده اند، بیا تا با یکدیگر برویم و سری به آنها بزنیم.
پس
سوار مرکبهای خود شدیم و حرکت کردیم تا به نزد مردی از اهالی مغرب
رسیدیم، که تعدادی کنیز و غلام جهت فروش آورده بوده و آنها را جهت فروش بر
ما عرضه کرد.
کنیزان نه نفر بودند، که همه آنها را حضرت دید و
نپسندید و سپس اظهار داشت: به اینها نیازی نیست و ما برای اینها نیامده
ایم؛ اگر کنیزی دیگر داری، ارائه نما؟
مرد مغربی گفت: غیر از اینها دیگر ندارم.
امام
علیهالسلام فرمود: چرا، آنچه که داری در معرض قرار بده؛ و در خفاء نگه
ندار. مرد مغربی گفت: به خدا قسم دیگر کنیزی ندارم، مگر یک نفر که مریض حال
است.
امام علیهالسلام فرمود: چرا او را عرضه نمیکنی؟
و سپس اظهار نمود: او را هم بیاور.
و لیکن مرد مغربی قبول نکرد، و ما بازگشتیم.
فردای
آن روز، حضرت به من فرمود: ای هشام! نزد آن مغربی کنیز فروش برو و آن کنیز
مریض را - که نشان نداد - به هر قیمتی که بود، خریداری کن و بیاور.
هشام
گوید: نزد همان شخص رفتم و تقاضای خرید آن کنیز مریض را نمودم؛ و او مبلغی
را مطرح کرد، که من نیز به همان مبلغ آن کنیز را خریداری کردم.
بعد از آن که معامله تمام شد، مرد مغربی گفت: آن شخصیتی که دیروز همراه تو بود، کیست؟
گفتم: یک نفر از بنی هاشم میباشد، گفت: از چه خانواده ای؟
پاسخ دادم: از پاکان و پرهیزکاران است.
گفت: بیش از این توضیح بده؟
اظهار داشتم: بیش از این اطلاعی ندارم.
آن گاه مغربی گفت: این کنیز جریانی دارد، که مهم است:
وقتی او را از دورترین نقاط مغرب خریدم، زنی از اهل کتاب، نزد من آمد و گفت: این کنیز را برای چه منظور خریده ای؟
گفتم: او را برای خودم خریداری کرده ام.
زن
اهل کتاب گفت: سزاوار نیست چنین کنیزی نزد شخصی چون تو و ما باشد؛ بلکه
این کنیز باید نزد بهترین انسانهای روی زمین باشد و در خدمت او قرار گیرد؛
زیرا که به همین زودی نوزادی از او به دنیا میآید، که شرق و غرب جهان را
در سیطره جهان خود قرار میدهد.
هشام گوید: سپس کنیز را نزد امام موسی
کاظم علیهالسلام آوردم که بعد از مدتی روزی حضرت علی بن موسی الرضا
علیهالسلام از او تولد یافت [١] .
(١) اختصاص شیخ مفید: ص ١٩٧، خرایج و جرایح: ج ٢، ص ٦٥٣، ح ٦، اصول کافی: ج ١، ص ٤٠٦، ح ١، عیون اخبار الرضا علیهالسلام: ج ١، ح ٤، بحار الأنوار: ج ٤٨، ص ٣٣، و ص ٦٩، ح ٩٢.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام موسی کاظم؛ عبدالله صالحی؛ مهدی یار.