دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤٦ - نجات از دام زن زیبای حیله گر
نجات از دام زن زیبای حیله گر
یکی از دوستان امام کاظم علیهالسلام می گوید: روزی از منزلم خارج شدم و
به زنی برخورد کردم که بسیار زیبا بود. با او یک زن دیگر بود که او را
همراهی میکرد. به زن زیبا گفتم: «آیا عقد من میشوی؟» او گفت: «اگر تو
همسر دیگری داری پس در ما طمع نکن و اگر همسر نداری ما را ببر.» گفتم: «نه
من همسری ندارم.» آنها با من تا درب خانهام آمدند و با هم داخل خانه شدیم.
وقتی که یکی از کفشهایم را در آوردم و هنوز کفش دیگرم در پایم بود، در این
هنگام صدای درب خانه بلند شد. پس بیرون آمدم، دیدم غلام امام کاظم
علیهالسلام است.
گفتم: «چه خبر است؟» گفت: «خیر است، امام کاظم
علیهالسلام میفرماید: به این زن دست نزن و آن را از خانهات بیرون کن.»
به درون خانه رفتم و به آن زن گفتم: «کفشهایت را بپوش و بیرون برو.» پس او
نیز بیرون رفت. دیدم غلام امام کاظم علیهالسلام دم درب ایستاده است، به من
گفت: «درب را ببند.» پس درب را بستم. هنوز پشت درب بودم که شنیدم مردی به
آن زن میگوید: «چکار کردی و چرا به این زودی بیرون آمدی مگر نگفتم بیرون
نیا؟» زن گفت: «فرستاده موسی بن جعفر علیهالسلام باعث شد که مرا بیرون
کند.» شب نزد امام کاظم علیهالسلام رفتم. آن حضرت فرمود: «آن زن از
بنیامیه بود و آنها توطئه کرده بودند که او را در خانه تو دستگیر کنند و
آبروی تو را ببرند. خدا را شکر کن که این بلا را از تو بر گرداند.»
سپس
امام کاظم علیهالسلام فرمود: با دختر فلانی که موالی ابو ایوب انصاری
است، ازدواج کن که خیر دنیا و آخرت تو در آن است.» من نیز با او ازدواج
کردم و همانطور که امام فرموده بود، شد و من خیر دنیا و آخرت را بدست
آوردم. [١] .
(١) الخرائج و الجرائح.
منبع: حدیث اهلبیت: عجایب و معجزات شگفت انگیزی از امام کاظم؛ واحد تحقیقاتی گل نرگس، شاکر چاپ اول ١٣٨٦.