دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥٨ - نزدیک بودن خداوند متعال
نزدیک بودن خداوند متعال
محمد بن أبیعمیر قال: رأی سفیان الثوری أباالحسن موسی بن جعفر
علیهماالسلام، و هو غلام یصلی و الناس یمرون بین یدیه. فقال له: ان الناس
یمرون بک و هم فی الطواف! فقال علیهالسلام، ألذی اصلی له أقرب الی من
هؤلاء.
التوحید باب ٢٨ ح ١٤
ترجمه: سفیان ثوری آن حضرت را که غلامی
بود، دید مشغول نماز خواندن است، و مردم از مقابل او آمد و رفت میکنند.
او را گفت: مردم در حال طواف کردن هستند، و از روبروی تو راه میروند!
امام هفتم که غلامی نابالغ بود فرمود: کسی که من از برایش نماز میخوانم نزدیکتر است به من از این گروه.
توضیح: در این مورد مناسب است مطالبی ذکر شود:
١-
سفیان بن سعید بن مسروق ثوری از أعلام و مشاهیر علماء و صوفیه، و در باطن
مخالف با أهل بیت رسول اکرم بود، و در سال ١٦١ در بصره فوت کرد.
٢- و
هم فی الطواف: از این جمله فهمیده میشود که نماز آن حضرت در أطراف جایگاه
طواف به خانه کعبه بود، و از جمله آنها مقام ابراهیم و حوالی آن باشد که
واجب است نماز طواف در آنجا خوانده شود.
و قاعدتا سفیان ثوری آن حضرت
را شناخته و روی عداوت خواسته است اعتراضی بنماید، چنانکه چندین مرتبه
درباره لباس حضرت صادق سلام الله علیه هم خردهگیری نموده است.
و از این اعتراضات فهیمده میشود که: سفیان یک شخص ظاهرپرست و متعصب و عاری از معرفت بوده است.
و
مخصوصا این سخن در مورد نماز در مقابل خانه خدا، با تجلی أنوار حق، و با
احاطه روحاینت، و با جلوه تضرع و مناجات و طواف دور خانه خداوند جلیل:
بسیار عوامانه و نادرست است.
٣- أقرب الی: در این پاسخ به حقائقی اشاره میشود:
أولا
- اشاره است به آنکه قرب به مردم و روبرو شدن به آنان در جهت مکان و از
لحاظ مادی و جسمانی است، و قرب به خداوند متعال از جهت روحانی و معنوی
باشد. و این دو جهت مخالف همدیگر بوده، و چون شخص نمازگزار که توجه به
حقیقت نماز و حقائق أذکار نماز پیدا میکند: این توجه قلبی او را از توجهات
ظاهری بازداشته، و بر حواس بدنی غالب و حاکم میشود.
ثانیا - نزدیک
شدن روحانی قلب بر دو نوع است: أول - نزدیک شدن قلب انسان به خداوند متعال:
به وسیله تصفیه و تهذیب نفس و توجه به او با انقطاع از چیزهای دیگر، و این
معنی در میان مردم منظور بوده، و با اختیار قابل تحصیل است.
دوم -
احاطه و فراگیری نور مطلق و تجلی انوار حق در قلب پاک و منزه از آلودگیها و
تاریکیها: و این معنی خارج از اختیار و توجه کردن باشد، اگرچه مقدمات آن
با اختیار و ریاضت و تهذیب و تزکیه و عبودیت حاصل میشود.
و چون این
حالت برای انسان حاصل شود: از خود فانی و محو گشته، و به جز نور محیط مطلق
چیزی را درک نمیکند. و در اینجا حقیقت شهود از نور مطلق به اندازه استعداد
و محدوده وجود سالک محقق گردد، و مفهوم قرب و حضور و خشوع و احاطه و فناء و
محو روشن میشود.
و این حالت از مقام تصور و بیان و تعریف و تفهیم خارج میباشد، و أنبیاء و أولیاء حق در این مرحله پیشقدم هستند.
ثالثا
- آن حضرت با جمله مختصر خود اشاره به این مطلب فرموده، و در کلمات حضرات
ائمه علیهمالسلام نیز به این حقیقت به عبارات مختلف اشاره شده است.
در
مناجات شعبانیه است که: الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و أنر أبصار قلوبنا
بضیاء نظرها الیک حتی تخرق أبصار القلوب حجب النور و تصل الی معدن العظمة و
تصیر أرواحنا معلقة بعز قدسک. [١] .
پروردگارا عطا کن مرا انقطاع کامل
به سوی تو، و نورانی کن دیدههای دلهای ما را به روشنائی نظر آنها به طرف
تو، تا پاره کند چشمهای قلوب ما حجابهای نورانی را، و برسد به معدن عظمت، و
برگردد أرواح ما وابسته شده به مقام عزت پاکیزگی تو.
و معنای ضیاء نظر: مرتبه أول از قرب و توجه است. و مراد از وصول به معدن عظمت: مرتبه دوم باشد.
رابعا
- أما تعبیر آن حضرت به عنوان قرب نه نظر: اشاره به حصول همین مرتبه دوم
است، یعنی فراگیری و احاطه نور. توضیح اینکه: در مرتبه اول که دید و توجه
قلب است، قهرا توجه به جانبی خواهد بود، طرف مقابل باشد، یا طرف بالا، یا
به همه أطراف، و این معنی به اقتضای طبیعت است که نمیتواند از محیط زمان و
مکان خود را خارج کند. ولی در مرتبه دوم: انسان توجه نمیکند، بلکه نور
مطلق به او احاطه و فراگیر شده، و غرق در دریای نامحدود نور میشود، و این
معنی در اثر تحقق حالت فنا و محو از وجود خود صورت گرفته، و حتی خود و فناء
خود را هم نمیبیند.
(١) از مناجات مخصوص و از أدعیه مشترکه ماه شعبان است که حضرات ائمه علیهمالسلام آن را میخواندند، و در مفاتیح قمی نیز نقل شده است. و این مناجات را سید ابنطاووس از ابنخالویه از أمیرالمؤمنین (ع) نقل میکند.
منبع: احادیث صعب امام هفتم و بررسی و تحقیق و توضیح لازم از آنها؛ علامه مصطفوی؛ مرکز نشر آثار علامه مصطفوی چاپ اول ١٣٨٥.