دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤١ - فدک نمادی از معنایی عظیم
فدک نمادی از معنایی عظیم
روزی هارونالرشید از روی سیاست از امام کاظم علیهالسلام خواست تا حدود
فدک را معین نماید تا آن را به آن حضرت باز پس دهد. امام علیهالسلام
فرمود: « در صورتی حاضرم فدک را تحویل بگیرم که آن را با تمام حدود و
مرزهایش پس بدهی »؟ هارون گفت: « حدود و مرزهای آن کدام است؟ » امام
علیهالسلام فرمود: « اگر آن را مشخص کنم، در اختیارم نخواهی گذاشت ».
هارون گفت: « به حق جدت قطعا آن را در اختیار شما میگذارم ».
پس هارون
اصرار کرد و سوگند فراوان یاد نمود که فدک را حتما به امام علیهالسلام
باز پس خواهد داد. امام علیهالسلام حدود فدک را این چنین تعیین نمود: « حد
اول آن « عدن » (قسمتی از یمن) است. » چهره هارون متغیر شد و گفت « اوه!! »
سپس امام علیهالسلام فرمود: « حد دوم آن « سمرقند » است ». رنگ هارون
بیشتر تغییر کرد. امام علیهالسلام افزود: « حد سوم آن « آفریقا » است ».
هارون از این سخن به قدری ناراحت شد که رنگش سیاه گشت و فریاد زد: « اوه!!
»امام علیهالسلام فرمود: « حد چهارم آن « سیف البحر » (نزدیک شهر حلب و
سرزمین وسیع شمال حجاز) است ».
هارون با خشم و ناراحتی گفت:
« فلم یبق لنا شیء! »
« بنابراین چیزی برای ما باقی نمیماند ».
امام علیهالسلام فرمود: « من که تو را آگاه کردم که اگر حدود فدک را مشخص کنم، آن را در اختیار من قرار نخواهی داد ».
هارون در همین هنگام تصمیم به کشتن امام کاظم علیهالسلام گرفت. [١] .
آری
امام علیهالسلام با این پاسخ به هارون فهماند که فدک رمزی از مجموع قلمرو
حکومت اسلامی است و حق حاکمیت بر سرزمین اسلام از زمان سقیفه تا پایان عمر
جهان فقط از آن امامان معصوم علیهمالسلام است. این گفتگو هدفهای بزرگ
امام علیهالسلام را به خوبی نشان میدهد. چگونه سادات فرزندان پیامبرند؟
هارونالرشید چون خود از فیض انتساب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
محروم بود، همواره تلاش میکرد تا پیامبر زادگی معصوم علیهمالسلام را نیز
انکار کند. او روزی به پیشوای هفتم چنین گفت: « شما چگونه ادعا میکنید که
فرزند پیامبر هستید، در حالی که در حقیقت فرزندان علی هستید، زیرا هر کس
به جد پدری خود منسوب میشود نه جد مادری »! امام علیهالسلام در پاسخ
هارون این آیه را تلاوت فرمود: « و وهبنا له اسحاق و یعقوب کلا هدینا من
قبل و من ذریته داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون و کذلک نجزی
المحسنین و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس کل من الصالحین » [٢] . « .. و از
نژاد ابراهیم، داود و سلیمان و ایوب... و نیز زکریا و یحیی و عیسی و الیاس
را که همگی از نیکان و شایستگانند، هدایت نمودیم ».
آنگاه فرمود: « در
این آیه، حضرت عیسی از فرزندان پیامبران بزرگ پیشین شمرده شده است در صورتی
که او پدر نداشت و تنها از طریق مادرش نسبت به پیامبران میرساند.
بنابراین و به حکم آیه قرآن، فرزندان دختری نیز فرزند محسوب میشوند. ما
نیز به واسطه مادرمان « فاطمه زهرا » فرزند پیامبر محسوب میشویم ». [٣] .
هارون در برابر این استدلال محکم جز سکوت چاره نیافت!
(١) سبط ابنجوزی، تذکرة الخواص، ص ٣٥٠ - ابنشهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج٤، ص ٣٢٠ - ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص ٣٥٠.
(٢) سوره انعام، ٨٥ و ٨٦.
(٣) شبلنجی، نور الأبصار، ص ١٤٩ - ابنصباغ مالکی، الفصول المهمه، ص ٢٢٠ - ابنحجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ص ٢٠٣.
نکته: امام (ع) در این گونه گفتگو غیر از آیه مزبور با آیه مباهله نیز استدلال کرد که طی آن امام حسن (ع) و امام حسین (ع) با تعبیر « أبنائنا » فرزندان پیامبر (ص) شمرده شدهاند.
منبع: کرامات و مقامات عرفانی امام موسی بن جعفر؛ سید علی حسینی قمی، نبوغ چاپ دوم ١٣٨٢.