دانشنامه امام کاظم علیه السلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٦ - در مقابل خدمت و محبت، خیانت و جنایت؟
در مقابل خدمت و محبت، خیانت و جنایت؟
روزی یحیی بن خالد برمکی، برای یکی از برادرزادگان حضرت ابوالحسن، امام
موسی کاظم علیهالسلام - به نام علی بن اسماعیل، که امام علیهالسلام با او
ارتباط گرم و صمیمی داشت و به طور مرتب او را به شیوههای مختلف کمک
میفرمود - مقدار زیادی اموال و هدایا فرستاد و او را به سوی خود فرا
خواند. همین که حضرت متوجه شیطنت یحیی برمکی شد، علی بن اسماعیل را به حضور
خود دعوت نمود؛ و چون حضور یافت، به او فرمود: ای برادرزاده! شنیدهام قصد
سفر داری؟ کجا میروی؟ گفت: قصد سفر به بغداد را دارم. حضرت فرمود: به چه
منظور به بغداد میروی؟ گفت: به جهت آن که قرض بسیاری بر عهده دارم و از
پرداخت آن ناتوانم، حضرت فرمود: من تمام قرضهای تو را پرداخت میکنم و نیز
هر مشکلی داشته باشی، برطرف میسازم. علی بن اسماعیل پیشنهاد حضرت را
نپذیرفت و گفت: من برای مسافرت به بغداد ناچار هستم. حضرت اظهار نمود:
اکنون که تصمیم رفتن به بغداد را داری مواظب باش که فرزندان مرا یتیم نکنی؛
و سپس دستور داد تا مقدار چهار هزار درهم و سیصد دینار به برادرزاده اش
بدهند. چون علی بن اسماعیل بلند شد و رفت، امام علیهالسلام به افرادی که
در آن مجلس حضور داشتند، فرمود: او در قتل من سعایت و سخن چینی میکند و
فرزندانم را یتیم میگرداند.
افراد حاضر گفتند: یا ابن رسول الله! فدای
تو گردیم، با این که میدانی او چنین جنایتی را مرتکب میشود، چرا این
چنین با ملایمت با او سخن میگفتی و در نهایت هم آن مقدار پول و درهم و
دینار را به او عطا نمودی؟!
حضرت فرمود: بلی، و لیکن پدرم از پدران
بزرگوار خود نقل مینمود، که رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرموده
است: چنانچه یکی از خویشاوندان قطع رحم نماید و تو سعی کنی که خویشاوندیتان
با گرمی و صمیمیت برقرار باشد، خداوند متعال او را مجازات و عقاب
مینماید.
و هنگامی که علی بن اسماعیل وارد بغداد شد و نزد یحیی برمکی
رفت، یحیی برمکی نیز او را به حضور هارون الرشید برد. و هارون در رابطه با
امام موسی کاظم علیهالسلام مطالبی از علی بن اسماعیل پرسید. و او در جواب
گفت: از تمام شهرها اموال بسیاری برای ابوالحسن، موسی بن جعفر علیهماالسلام
میآورند، تا حدی که چندین خانه در شهر مدینه خریداری کرده است؛ و نیز به
تازگی باغ گران قیمتی را خریداری و تهیه نموده است.
و آن قدر نزد هارون بر علیه آن حضرت سخن چینی کرد و ناروا گفت تا آن که هارون الرشید دستور جلب و زندانی شدن حضرت را صادر کرد.
و در نهایت امام موسی کاظم علیهالسلام به دستور هارون الرشید زندانی شده؛ و سپس مسموم و شهید گردید [١] .
(١) غیبة شیخ طوسی: ص ٢١، اثبات الهداة: ج ٣، ص ١٧٦، ح ١٧ با مختصر تفاوت و به جای نام علی بن اسماعیل، محمد بن اسماعیل آورده است.
منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام موسی کاظم؛ عبدالله صالحی؛ مهدی یار.