بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩ - تعريف علم الاصول
منتهى منتج بودنش در صورتى است كه ظهور صيغه امر در وجوب و نيز حجّت بودن تمام ظواهر از جمله ظاهر قرآن امر ثابت و مسلّمى باشد و پرواضح است كه اثبات ايندو صرفا در علم اصول صورت گرفته و تنها اينعلم است كه محلّ بحث و بررسى از آندو مىباشد از اينرو بايد گفت در اينعلم شريف از قواعدى بحث مىشود همچون قاعده كلّيّه « صيغه امر ظاهر در وجوب است» و « هرظاهرى حجّت مىباشد» كه نتيجه آن در استنباط حكم شرعى ظاهر مىگردد چنانچه نتيجه ايندو قاعده در استنباط حكم وجوب براى نماز ظاهر شد.
نتيجه بحث
در نتيجه بايد بگوئيم:
وقتى فقيه از اينعلم مطّلع شد كه صيغه امر ظهور در وجوب داشته و ظواهر قرآنى نيز حجّت و دليل مىباشند بوسيله ايندو علم قدرت بر استنباط وجوب نماز از آيه مذكور پيدا مىنمايد پس نتيجه احاطه و فراگرفتن علم اصول قدرت بر استنباط احكام شرعى مىباشد.
قوله: المدخل: بفتح ميم و خاء و سكون دال محلّ ورود بحث را گفته و مقصود مقدّمه مىباشد.
قوله: يبحث فيه: ضمير در « فيه » به علم راجع است.
قوله: عن قواعد: قواعد جمع « قاعده » بوده و آن عبارتست از احكام كلّى كه موضوعات آنها نيز كلّى مىباشند مثل اينكه مىگويند:
صيغه امر حقيقت و ظاهر در وجوب است.
حكم به ظهور در وجوب قاعده اصولى است كه موضوعش صيغه امر مىباشد كه آن نيز كلّى بوده و منحصر بفرد خاصّى نمىباشد.
قوله: تقع نتيجتها فى طرق استنباط الحكم الشّرعى: اينجمله صفت است براى « قواعد » و ضمير در « نتيجتها » به قواعد راجع مىباشد.
قوله: مثاله: يعنى مثال وقوع نتيجه قاعده اصولى در طريق استنباط.
قوله: و قد دلّ على وجوبها: ضمير در « وجوبها » به « صلوة » عود مىكند.