بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢ - بيان اقسام چهارگانه وضع و مقام ثبوت آنها
در مقام وضع تصوّر مىنمايد.
نكته دوّم
قبلا گفتيم در وقت وضع لازم است معنا تصوّر گردد و سپس بيان نموديم كه تصوّر معنا به دو نحو ممكنست:
١- تصوّر معنا بنفسه يعنى نفس معنا تصوّر شود بدون وساطت چيز ديگر.
٢- تصوّر معنا بوجهه يعنى عنوان و وجه آنرا تصوّر نموده و بدينوسيله بمعناى مطلوب اشاره نمائيم.
پس از توجّه به ايندو نكته اكنون مىگوئيم:
با در نظر گرفتن دو نحو مذكور و بملاحظه اينكه معنا گاهى خاصّ (جزئى) و زمانى عامّ (كلّى) مىباشد مىتوان براى وضع چهار قسم عقلى ذكر نمود:
١- معناى تصوّر شده جزئى بوده و موضوعله نيز همان معناى جزئى باشد و در اصطلاح از آن به وضع خاصّ و موضوعله خاصّ تعبير مىكنند و بعبارت ديگر:
واضع معنائى را كه تصوّر كرده جزئى و خاصّ بوده و سپس لفظ را براى نفس معناى جزئى قرار مىدهد بنابراين معنا بنفسه تصوّر شده نه بوجهه و عنوانه زيرا واضع در مقام وضع نفس معنا را تصوّر نموده است.
٢- معناى تصوّر شده كلّى بوده و موضوعله نيز همان معناى كلّى باشد و در اصطلاح از آن به وضع عامّ و موضوعله عامّ نام مىبرند و بعبارت ديگر:
واضع معنائى را كه تصوّر نموده كلّى و عامّ بوده و سپس لفظ را براى همان معناى كلّى قرار مىدهد از اينرو در اينفرض نيز معنا بنفسه تصوّر گرديده نه بوجهه و عنوانه چه آنكه واضع در مقام وضع معناى كلّى را تصوّر كرده و لفظ را براى همين معنا قرار داده است.
٣- معناى تصوّر شده كلّى بوده و موضوعله افراد اين كلّى باشد نه نفس كلّى و در اصطلاح از آن به وضع عامّ و موضوعله خاصّ نام مىبرند و بعبارت ديگر:
واضع معناى كلّى و عامّ را تصوّر كرده و سپس لفظ را براى افراد آن قرار