بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣٥ - توضيح مرام و مختار مصنف عليه الرحمه
قوله: و اذا عرف غرضه انّه على هذه الصّورة: كلمه « عرف » بصيغه مجهول بوده و ضمير در « غرضه » به مولى عود كرده و ضمير در « انّه » به غرض مولى برمىگردد.
قوله: امرا بالفعل نفسه: مقصود از « فعل » فعلى است كه مأمور ثانى آنرا انجام مىدهد.
قوله: من دون ان يتعلّق له غرض: ضمير در « له » به مولى راجع است.
قوله: الّا ان يعوّد ابنه: يعنى مگر اينكه عادت دهد فرزندش را.
قوله: على اصدار الاوامر: يعنى بر فرمان دادن.
قوله: فيكون غرضه فقط: ضمير در « غرضه » به مولى راجع است.
قوله: فى اصدار الاوّل: مقصود از « الاوّل » مأمور اوّل است و مراد از « اصدار الاوّل» فرمان دادن مأمور اوّل مىباشد.
قوله: امره: ضمير مجرورى به مأمور اوّل عود مىكند.
قوله: فلا يكون الفعل مطلوبا له: مراد از « فعل » فعلى است كه از مأمور دوّم صادر مىشود و ضمير در « له » به مولى برمىگردد.
قوله: لا يكون امر المولى بالامر امرا له: ضمير در « له » بفعلى كه مأمور ثانى انجامش مىدهد راجع است.
قوله: و لا يعدّ عاصيا لمولاه: ضمير نائب فاعلى در « لا يعدّ» و ضمير مجرورى در « مولاه » به مأمور ثانى برمىگردد.
قوله: لو تركه: ضمير فاعلى به مأمور ثانى و ضمير مفعولى به فعل عود مىنمايد.
قوله: لانّ الامر المتعلّق لامر المولى: مقصود از « الامر » امرى است كه مأمور اوّل آنرا صادر مىكند.
قوله: مأخوذا على نحو الموضوعيّة: يعنى اساسا تمام غرض مولى فرمان صادر كردن مأمور اوّل مىباشد بدون اينكه قصدش اين باشد مأمور ثانى آنرا اطاعت كرده يا مخالفت نمايد.
قوله: و هو متعلّق الغرض: ضمير « هو » به الامر المتعلّق لامر المولى راجع است.