بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٤ - دنباله تحقيق مرحوم مصنف در ارتباط با معانى حرفيه
بيان مراد
حاصل فرموده مصنّف (ره) اينستكه:
معانى مقصود و مطلوب انسان از دو قسم خارج نيست:
الف: معانى مستقلّه.
ب: معانى غير مستقلّه.
و در قبال هركدام از ايندو الفاظ خاصّ و مشخّصى وضع شده لذا در ازاء معانى مستقلّه اسماء و در مقابل معانى غير مستقلّه حروف و ملحقات بآنها جعل گرديده است.
لازم بتوضيح است كه معانى غير مستقلّ چون داراى اقسام گوناگون و انحاء بسيارى مىباشند از اينرو در ازاء هرقسمى امرى كه بر آن دلالت نمايد وضع گرديده و دال بر اين معانى از دو امر خارج نيست:
١- الفاظ مستقلّ همچون من و الى و فى و باء و ساير حروف.
٢- هيئآت موجود در الفاظ.
مثلا در مثال: نزحت البئر فى دارنا بالدّلو:
چند معنا و نسبت غير مستقلّ وجود دارد:
١- نسبت فعل بفاعل يعنى ضمير متكلّم وحده و آنچه بر اين نسبت دلالت دارد هيئت فعل معلوم مىباشد.
٢- نسبت فعل بمفعول يعنى كلمه « بئر » و آنچه بر آن دلالت مىكند هيئت نصبى در كلمه « بئر » مىباشد.
٣- نسبت فعل به مكان يعنى « دار » و آنچه بر آن دلالت دارد كلمه « فى » مىباشد.
٤- نسبت فعل به آلت و وسيله انجام فعل كه لفظ « با » در كلمه « بالدّلو » باشد.
قوله: بازاء كلّ قسم لفظ يدلّ عليه: ضمير در « عليه » به كلّ قسم راجع است.
قوله: او هيئة لفظيّة تدلّ عليه: ضمير در « عليه » به كلّ قسم عود مىكند.