بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٨ - مبحث چهارم اقسام وضع
مقدّمهاى مشتمل بر كيفيّت تصوّر معانى در مقام وضع بيان فرموده كه شرح آن چنين است:
در مقام وضع الفاظ در قبال معانى الزاما تصوّر لفظ و معنا هردو لازم و حتمى است زيرا نفس وضع و جعل حكمى است از احكام كه متعلّقش لفظ و معنا هردو مىباشند و بديهى است كه حكم بر چيزى هرگز صورت نمىگيرد مگر آنكه شيئ مزبور تصوّر شده و بدين ترتيب بآن معرفت حاصل شود.
حال در لزوم معرفت بآن لازم نيست تفصيلا و بطور تعيين و تشخيص معلوم گردد بلكه تصوّر اجمالى آن نيز كافيست چه آنكه معرفت باشياء بواسطه تصوّرشان به دو نحو صورت مىگيرد:
١- تصوّر اجمالى.
٢- تصوّر تفصيلى.
مقصود از تصوّر اجمالى آنستكه جاعل و واضع عنوان عامّى را كه معناى مورد نظر در تحت آن داخل است تصوّر نموده و بواسطه آن عنوان عام معناى مزبور را نيز در نظر بياورد و با عنوان عام بآن اشاره نمايد و در واقع عام را همچون آئينهاى قرار مىدهد كه خاصّ را در آن مىنگرد پس چون عنوان عام نماينده خاصّ مىباشد از اينجهت مىتوان آنرا وجه و روى خاصّ قرار داد پس بعد از تصوّر ياد شده بكيفيّتى كه گفتيم معناى مورد نظر تصوير شده امّا بوسيله تصوّر وجهش كه عام باشد لذا اين نحو از تصوّر را تصوّر الشّيئ بوجهه گويند.
و منظور از تصوّر تفصيلى آنستكه شيئ را بنفسه و ذاته در ذهن تصوّر نمايند نه با واسطه.
و همانطوريكه اشاره شد هردو قسم از تصوّر در معرفت به شيئ متصوّر كافى بوده از اينرو مىتوان در باب وضع از تصوّر بوجهه نيز همچون تصوّر بنفسه استفاده كرد.
قوله: الّا بعد تصوّره و معرفته: ضمائر مجرورى به « الشّيئ » راجعند.
قوله: لانّ تصوّر الشّيئ قد يكون بنفسه: مقصود از « بنفسه » بدون وساطت عنوان تصوّر عنوان عام مىباشد.