بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٢ - وهم و دفع آن
تشخّصاتها الفرديّة و التّبدّل او التّرديد فى ذات الماهيّة معناه ابهامها فى حدّ ذاتها و هو مستحيل.
ترجمه:
توضيح و شرح
توضيح اشكال و شرح توهّم مذكور اينستكه:
هرجزئى از اجزاء نماز حتّى اركان آن از قبيل ركوع و سجود و ديگر اركان وقتى عدم آنها را فرض كرده و نماز را بدون آن در نظر بگيريم اسم « صلوة » بر باقين صادقست چنانچه رأى قائلين به وضع اسماء براى اعمّ چنين مىباشد.
و نيز بنابر اينقول اگر جزء مذكور موجود بوده و جزء ديگر مفقود باشد باز اسم صلوة بر آن صادق مىباشد.
بنابراين مىتوان گفت:
هرجزئى از اجزاء در وقتيكه وجود داشته باشد مقوّم نماز بوده و در فرضى كه مفقود باشد مقوّم نيست و اين امر مستلزم تبدّل در حقيقت و ماهيّت نماز بوده بلكه لازمهاش اينستكه وقتى تمام اجزاء موجود باشند ترديد در ماهيّت پيش مىآيد زيرا هرجزئى از اين اجزاء را وقتى مفروض العدم بدانيم اسم ماهيّت صادق و بر حال خود باقى است.
و جاى شبهه نيست كه هريك از تبدّل و ترديد در حقيقت و ماهيّت واحده غير معقول مىباشد زيرا هرماهيّت و حقيقتى كه فرض گردد الزاما و قطعا بايد فى حدّ ذاته متعيّن باشد و لو از نظر صفات و تشخّصات فردى مبهم باشد و پرواضح است كه تبدّل و ترديد در ذات ماهيّت معنايش اينستكه ماهيّت ذاتا مبهم و غير معيّن است و اين امر مستحيل و غير ممكن مىباشد.
بيان مراد
سپس مرحوم مصنّف در توضيح توهّم و بيان اشكال مىفرمايد:
قول به وضع الفاظ براى اعمّ از صحيح و فاسد مستلزم تبدّل و ترديد در ماهيّت استت و چون هريك از ايندو امر مستحيل و غير ممكنى است لاجرم ملزوم آن