تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٧ - ٣- منظور از" صديق" كيست؟
لذا بعضى از مفسران در ذيل اين جمله گفتهاند: منظور دوستى است كه در دوستيش صادقانه با تو رفتار مىكند، و بعضى ديگر گفتهاند: دوستى است كه ظاهر و باطنش با تو يكى است، و ظاهرا همه اشاره به يك مطلب دارند.
ضمنا از اين تعبير اجمالا روشن مىشود آنها كه تا اين اندازه در برابر دوستانشان گذشت ندارند در واقع دوست نيستند! در اينجا مناسب است گسترش مفهوم دوستى و شرائط جامع آن را كه در حديثى از امام صادق ع نقل شده بشنويم: امام ع فرمود:
لا تكون الصداقة الا بحدودها، فمن كانت فيه هذه الحدود او شىء منها فانسبه الى الصداقة و من لم يكن فيه شىء منها فلا تنسبه الى شىء من الصداقة:
فاولها ان تكون سريرته و علانيته لك واحدة.
و الثانى ان يرى زينك زينه و شينك شينه.
و الثالثة ان لا تغيره عليك ولاية و لا مال.
و الرابعة ان لا تمنعك شيئا تناله مقدرته.
و الخامسة و هى تجمع هذه الخصال ان لا يسلمك عند النكبات:
" دوستى جز با حدود و شرائطش امكان پذير نيست، كسى كه اين حدود و شرائط يا بخشى از آن در او باشد او را دوست بدان، و كسى كه هيچيك از اين شرائط در او نيست چيزى از دوستى در او نيست:
نخستين شرط دوستى آنست كه باطن و ظاهرش براى تو يكى باشد.
دومين شرط اين است كه زينت و آبروى تو را زينت و آبروى خود بداند و عيب و زشتى تو را عيب و زشتى خود ببيند.
سوم اين است كه مقام و مال، وضع او را نسبت به تو تغيير ندهد! چهارم اين كه آنچه را در قدرت دارد از تو مضايقه ننمايد! و پنجم كه جامع همه اين صفات است آنست كه تو را به هنگام پشت كردن