تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥ - ٢- مجوس كيانند؟
از عقائد آنها مطالب زيادى در دست نداريم، ولى چيزى كه امروز بيش از همه شهرت دارد مساله اعتقاد به دو مبدأ خير و شر يا نور و ظلمت است، به اين ترتيب كه خداى نيكيها و نور را" اهورامزدا" و خداى شر و ظلمت را" اهريمن" مىدانند، و به عناصر چهار گانه مخصوصا" آتش" احترام بسيار مىگذارند تا آنجا كه آنها را" آتشپرست" مىخوانند و هر جا آنها هستند آتشكدهاى كوچك يا بزرگ نيز وجود دارد.
بعضى واژه مجوس را از ماده" مغ" كه به پيشوايان و روحانيين اين مذهب مىگفتند مشتق مىدانند، و" مؤبد" كه اكنون به روحانيين آنها گفته مىشود در اصل از ريشه" مغود" بوده.
در روايات اسلامى آنها از پيروان يكى از انبياى بر حق شمرده شدهاند (كه بعدا از اصل توحيد منحرف گشته و به افكار و عقائد شركآلود روى آوردهاند).
در بعضى از روايات مىخوانيم مشركان مكه از پيامبر ص تقاضا كردند از آنها جزيه بگيرد، و اجازه بت پرستى به آنها بدهد! پيامبر ص فرمود: من جز از اهل كتاب جزيه نمىگيرم، آنها در پاسخ نوشتند تو چگونه چنين مىگويى در حالى كه از مجوس منطقه" هجر" جزيه گرفتهاى؟! پيامبر ص فرمود:
ان المجوس كان لهم نبى فقتلوه و كتاب احرقوه:
" مجوس پيامبرى داشتند و كتاب آسمانى، پيامبرشان را به قتل رساندند، و كتاب او را آتش زدند"! [١] در حديث ديگرى از" اصبغ بن نباته" مىخوانيم كه على ع بر فراز منبر فرمود:
سلونى قبل ان تفقدونى
" از من سؤال كنيد پيش از آنكه مرا نيابيد".
" اشعث بن قيس" (منافق معروف) برخاست و گفت: اى امير مؤمنان چگونه
[١] وسائل الشيعه جلد ١١- ابواب جهاد العدو باب ٤٩ صفحه ٩٦.