تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٩ - تفسير داستان پر ماجراى افك (تهمت عظيم)
و فزونى است، و نيز گاهى به معنى فرو رفتن در آب آمده است، از اين تعبير چنين بر مىآيد كه شايعه اتهام مزبور آن چنان دامنه پيدا كرد كه مؤمنان را نيز در خود فرو برد!.
" و با دهان خود سخنى مىگفتيد كه به آن علم و يقين نداشتيد" (وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ).
" و گمان مىكرديد اين مساله كوچكى است در حالى كه در نزد خدا بزرگ است" (وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ).
در واقع اين آيه به سه قسمت از گناهان بزرگ آنها در اين رابطه اشاره مىكند:
" نخست" به استقبال اين شايعه رفتن و از زبان يكديگر گرفتن (پذيرش شايعه).
" دوم" منتشر ساختن شايعهاى را كه هيچگونه علم و يقين به آن نداشتند و بازگو كردن آن براى ديگران (نشر شايعه بدون هيچگونه تحقيق).
" سوم" آن را عملى ساده و كوچك شمردن در حالى كه نه تنها با حيثيت دو فرد مسلمان ارتباط داشت، بلكه با حيثيت و آبروى جامعه اسلامى گره خورده بود (كوچك شمردن شايعه، و به عنوان يك وسيله سرگرمى از آن استفاده كردن).
جالب اينكه در يك مورد تعبير" بالسنتكم" (با زبانتان) و در جاى ديگر بافواهكم (با دهانتان) آمده است، با اينكه همه سخنان با زبان و از طريق دهان صورت مىگيرد، اشاره به اينكه شما نه در پذيرش اين شايعه مطالبه دليل كرديد