تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٢ - تحقيق و بررسى
يارانش در اين زمينه به گفتگو و مشاوره نشست و حتى بر خورد خود را با عايشه تغيير داد، و مدتى طولانى از او كنارهگيرى نمود، و رفتارهاى ديگرى كه همه حاكى از اين است كه پيامبر ص طبق اين روايت شايعه را تا حد زيادى پذيرا شد.
اين موضوع نه تنها با مقام عصمت سازگار نيست، بلكه يك مسلمان با ايمان و ثابت القدم نيز نبايد اين چنين تحت تاثير شايعات بيدليل قرار گيرد، و اگر شايعه در فكر او تاثير ناخودآگاهى بگذارد در عمل نبايد روش خود را تغيير دهد و تسليم آن گردد، تا چه رسد به معصوم كه مقامش روشن است.
آيا مىتوان باور كرد كه عتابها و سرزنشهاى شديدى كه در آيات بعد خواهد آمد كه چرا گروهى از مؤمنان تحت تاثير اين شايعه قرار گرفتند؟ چرا مطالبه چهار شاهد ننمودند؟ شامل شخص پيامبر ص نيز بشود؟! اين يكى از ايرادهاى مهمى است كه ما را در صحت اين شان نزول لا اقل گرفتار ترديد مىكند.
٢- با اينكه ظاهر آيات چنين نشان مىدهد كه حكم مربوط به" قذف" (نسبت اتهام عمل منافى عفت) قبل از داستان" افك" نازل شده است، چرا پيامبر ص در همان روز كه چنين تهمتى از ناحيه" عبد اللَّه بن ابى سلول" و جمعى ديگر پخش شد، آنها را احضار نفرمود و حد الهى را در مورد آنها اجرا نكرد؟ (مگر اينكه گفته شود كه آيه قذف و آيات مربوط به افك همه يك جا نازل شده و يا به تعبير ديگر آن حكم نيز به تناسب اين موضوع تشريع گرديده كه در اين صورت اين ايراد منتفى مىشود ولى ايراد اول كاملا به قوت خود باقى است) [١] و اما در مورد شان نزول دوم، مشكل از اين بيشتر است چرا كه:
اولا: مطابق اين شان نزول كسى كه مرتكب تهمت زدن شد، يك نفر
[١] الميزان جلد ١٥ صفحه ١١١.