تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧ - تفسير بهانههاى رنگارنگ منكران
(أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً فَخَراجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ) [١] بدون شك اگر يك رهبر معنوى و روحانى در مقابل دعوتش از مردم تقاضاى پاداش و اجر مادى كند علاوه بر اينكه بهانهاى به دست بهانهجويان مىدهد كه به خاطر نداشتن امكانات مالى از او دور شوند، آنها را متهم مىسازد كه دعوت به سوى حق را دكانى براى جلب منافع مادى قرار داده.
وانگهى اين بشر چه دارد كه به ديگرى بدهد؟ مگر تمام رزق و روزيها به دست خداوند قادر رزاق نيست؟.
به هر حال قرآن با بيان گويايى كه در اين پنج مرحله بيان داشته روشن مىسازد كه اين كوردلان تسليم حق نيستند و عذرهايى كه براى توجيه مخالفت خود ذكر مىكنند بهانههاى بى اساسى بيش نيستند.
" به طور قطع و يقين تو آنها را به صراط مستقيم دعوت مىكنى" (وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ).
صراط مستقيمى كه نشانههاى آن نمايان است و با اندك دقتى صاف بودن آن روشن مىگردد.
مىدانيم راه راست نزديكترين فاصله ميان دو نقطه است، و يك راه بيش نيست، در حالى كه جادههاى انحرافى كه در چپ و راست آن قرار گرفته بى- نهايت است.
[١]" خرج" و" خراج" از ماده" خروج" به معنى چيزى است كه از مال انسان و يا از زمين زراعتى خارج مىگردد، ولى خرج معنى وسيعترى از خراج دارد،" خرج" چنان كه راغب در مفردات مىگويد: نقطه مقابل" دخل" است، ولى" خراج" معمولا ماليات يا مال الاجارهاى است كه براى زمين تعيين مىشود.