تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٧ - پاسخ به يك سؤال كدام كوه در آسمان است كه تگرگها از آن فرو مىريزند" ؟
و بعضى آن را به معنى كوتاه شدن يكى و طولانى شدن ديگرى كه به صورت تدريجى انجام مىيابد دانستهاند كه پيدايش فصول نيز با آن مربوط است.
و بالآخره بعضى آن را به معنى دگرگونيهايى از قبيل گرما و سرما و حوادث ديگرى كه در شب و روز صورت مىگيرد دانستهاند [١] ولى ناگفته پيدا است كه اين تفسيرها هيچگونه منافاتى با هم ندارند و ممكن است همه آنها در مفهوم جمله" يقلب" جمع باشد.
بدون شك- همانگونه كه علم ثابت كرده است- هم آمد و شد شب و روز و هم تغييرات تدريجى آنها براى انسان جنبه حياتى دارد، و درس عبرتى است براى" اولى الأبصار".
تابش يك نواخت آفتاب، درجه حرارت هوا را بالا مىبرد و موجودات زنده را مىسوزاند، اعصاب را خسته مىكند، اما هنگامى كه در لابلاى اين تابش پردههاى ظلمت شب قرار مىگيرد آن را كاملا تعديل مىكند.
تغييرات تدريجى روز و شب كه سر چشمه پيدايش فصول چهارگانه است عامل بسيار مؤثرى براى بارور شدن گياهان و حيات تمام موجودات زنده و نزول بارانها و ذخيره آب در زمينها است [٢]
[١] تفسير كبير فخر رازى، و تفسير مجمع البيان، و تفسير روح المعانى.
[٢] در اين زمينه در جلد هشتم تفسير نمونه صفحه ٢٢٨ (ذيل آيه ٦ سوره يونس) نيز بحث كردهايم.