تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩١ - تفسير اعمالى همچون سراب!
جز انعكاس نور آفتاب نيست [١]" قيعه" به عقيده بعضى جمع" قاعه" به معنى زمين گسترده و وسيعى است كه آب و گياه ندارد و به تعبير ديگر به زمينهاى كوير مانند مىگويند كه سراب نيز غالبا در آنجا به چشم مىخورد.
ولى جمعى از مفسران و ارباب لغت اين كلمه را مفرد مىدانند كه جمع آن" قيعان" يا" قيعات" است [٢] گر چه از نظر معنى در اينجا تفاوت چندانى وجود ندارد ولى تناسب آيه ايجاب مىكند كه مفرد باشد زيرا" سراب" به صورت مفرد ذكر شده و طبعا چنين سرابى در يك بيابان خواهد بود نه در بيابانها (دقت كنيد).
و به اين ترتيب" ظلمتهايى است كه يكى بر فراز ديگرى قرار گرفته"! (ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ).
" آن چنان كه هر كس در ميان آن گرفتار شود آن قدر تاريك و ظلمانى است كه اگر دست خود را بيرون آورد ممكن نيست آن را ببيند"! (إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها).
[١] دانشمندان فيزيكدان امروز مىگويند هنگامى كه هوا گرم مىشود، طبقه هواى مجاور زمين بر اثر شدت گرما انبساط بيشترى پيدا مىكند و با توده مجاور تفاوت مىيابد، امواج نور در آن مىشكند و سراب به خاطر همين شكست نور است.
[٢] به تفسير" مجمع البيان" و" روح المعانى" و" تفسير قرطبى" و" تفسير فخر رازى" و" مفردات راغب" مراجعه شود.