تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥ - تفسير آنها كه بر لب پرتگاه كفرند!
" و اين روشنترين خسران و زيان است كه انسان هم دينش بر باد رود و هم دنيايش" (ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ).
در حقيقت اين گونه افراد دين را تنها از دريچه منافع مادى خود مىنگريستند و معيار و محك حقانيت آن را روى آوردن دنيا مىپنداشتند، اين گروه كه در عصر و زمان ما نيز تعدادشان كم نيست، و در هر جامعهاى وجود دارند، ايمانى آلوده به شرك و بت پرستى دارند منتها بت آنها همسر و فرزند و مال و ثروت و گاو و گوسفند آنها است و بديهى است كه چنين ايمان و اعتقادى سستتر از تار عنكبوت است! البته بعضى از مفسران اين آيه را اشاره به منافقان دانستهاند، اگر منظور منافقى باشد كه به هيچ وجه ايمان در دل او نيست اين بر خلاف ظاهر آيه است، زيرا جمله" يَعْبُدُ اللَّهَ" و همچنين" اطمأن به" و جمله" انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ" نشان مىدهد قبلا ايمان ضعيفى داشته است و اگر منظور منافقانى است كه بهره بسيار كمى از ايمان دارند با آنچه گفتيم منافاتى ندارد و قابل قبول است.
فاصله آن از خط صراط مستقيم آن چنان زياد است كه اميد بازگشتشان به سوى حق بسيار كم است.