تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨ - تفسير با من سخن نگوئيد!
" شقوة" و" شقاوة" ضد سعادت است، و به معنى فراهم بودن اسباب گرفتارى و مجازات و بلا است، و به تعبير ديگر شر و آفتى است كه دامان انسان را مىگيرد در حالى كه سعادت به معنى فراهم بودن اسباب نعمت و نيكى است، و در هر حال هر دو (شقاوت و سعادت) چيزى جز نتيجه اعمال و گفتار و نيات ما نمىباشد، و اعتقاد به اينكه سعادت و شقاوت يك امر ذاتى است كه همراه انسان متولد مىشود پندارى بيش نيست كه بر خلاف دعوت همه انبياء و تلاشهاى همه راهنمايان و معلمان بشر است، پندارى است كه براى فرار از زير بار مسئوليتها و توجيه اعمال خلاف و تبهكاريها درست شده، يا براى تفسير موارد ناآگاهيها.
بر اين اساس گنهكاران دوزخى صريحا اعتراف مىكنند كه از ناحيه خداوند اتمام حجت شد اما ما به دست خودمان وسائل بدبختيمان را فراهم ساختيم و معترفيم كه قوم گمراهى بوديم.
" هر گاه بار ديگر برنامههاى سابق را تكرار كرديم ما قطعا ستمگريم" و شايسته عفو تو نخواهيم بود (فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ).
آنها اين سخن را در حالى مىگويند كه گويى از اين واقعيت بيخبرند كه سراى آخرت دار جزا است نه عمل، و باز گشت به دنيا ديگر امكان پذير نيست.