تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣١ - ١- آن روز كه نسبها از اثر مىافتد
حتى اگر اين نسب به شخص پيامبر اسلام ص برسد، باز مشمول همين حكم است، و به همين دليل در تاريخ زندگى پيامبر ص و امامان بزرگوار مىخوانيم كه بعضى از نزديكترين افراد بنى هاشم را به خاطر عدم ايمان يا انحراف از خط اصيل اسلام رسما طرد كردند و از آنها تنفر و بيزارى جستند.
گر چه در حديثى از پيامبر ص نقل شده كه فرمود:
كل حسب و نسب منقطع يوم القيامة الا حسبى و نسبى:
" پيوند هر حسب [١] و نسبى روز قيامت بريده مىشود جز حسب و نسب من" [٢] ولى به گفته مرحوم علامه طباطبائى (رضوان اللَّه عليه) در الميزان به نظر مىرسد اين همان حديثى است كه جمعى از محدثان اهل تسنن در كتابهاى خود گاهى از عبد اللَّه بن عمر و گاهى از خود عمر بن الخطاب و گاهى از بعضى ديگر از صحابه از پيامبر ص نقل كردهاند.
در حالى كه ظاهر آيه مورد بحث عموميت دارد و سخن از قطع همه نسبها در قيامت مىدهد و اصولى كه از قرآن استفاده شده و از طرز رفتار پيامبر با منحرفان بى ايمان بر مىآيد اين است كه تفاوتى ميان انسانها از اين نظر نيست.
لذا در حديثى كه صاحب كتاب مناقب ابن شهرآشوب از طاووس (يمانى) از امام زين العابدين ع نقل كرده مىخوانيم:
خلق اللَّه الجنة لمن اطاع و احسن و لو كان عبدا حبشيا، و خلق النار لمن عصاه و لو كان ولدا قرشيا:
" خداوند بهشت را براى كسى آفريده كه اطاعت فرمان او كند و نيكو كار باشد هر چند بردهاى از حبشه باشد، و دوزخ را براى كسى آفريده است كه نافرمانى
[١] حسب از نظر لغت به معنى افتخاراتى است كه نياكان و پدر و اجداد انسان داشتهاند و گاه به معنى خلق و خوى خود انسان نيز مىآيد ولى در اينجا منظور همان معنى اول است (به لسان العرب ماده حسب مراجعه شود).
[٢] مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث.