تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٤ - تفسير بهانههاى رنگارنگ منكران
٧٠- يا مىگويند او ديوانه است؟!، ولى او حق را براى آنها آورده اما اكثرشان از حق كراهت دارند.
٧١- و اگر حق از هوسهاى آنها پيروى كند آسمانها و زمين و تمام كسانى كه در آنها هستند تباه مىشوند، ولى ما قرآنى به آنها داديم كه مايه يادآورى (و مايه شرف و حيثيت آنها) است اما آنان از چنين چيزى رويگردانند.
٧٢- يا اينكه تو از آنها مزد و هزينهاى (در برابر دعوتت) مىخواهى؟ در حالى كه مزد پروردگارت بهتر است و او بهترين روزى دهندگان است.
٧٣- به طور قطع و يقين تو آنها را به صراط مستقيم دعوت مىكنى.
٧٤- اما كسانى كه به آخرت ايمان ندارند از اين صراط منحرفند.
تفسير: بهانههاى رنگارنگ منكران
در تعقيب آيات گذشته كه سخن از اعراض و استكبار كفار در برابر پيامبر اسلام ص بود در آيات مورد بحث از بهانههايى كه ممكن است آنها براى خود در اين زمينه بتراشند و پاسخ دندانشكن آن سخن ميگويد، ضمنا علل واقعى اعراض و روىگردانى آنها را نيز شرح مىدهد كه در واقع در پنج قسمت خلاصه مىشود:
نخست مىگويد:" آيا آنها در اين گفتار (آيات الهى) تدبر و انديشه نكردند"؟
(أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ).
آرى نخستين عامل بدبختى آنها تعطيل انديشه و تفكر در محتواى دعوت تو است، كه اگر بود مشكلات آنها حل مىشد.
در دومين مرحله مىگويد:" يا اينكه مطالبى براى آنها آمده است كه براى نياكانشان نيامده"؟! (أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ يَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِينَ).
يعنى اگر توحيد و معاد و دعوت به نيكيها و پاكيها تنها از ناحيه تو بود، ممكن بود بهانه كنند كه اينها سخنان نو ظهورى است كه ما نمىتوانيم زير بار آن برويم.