تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٠ - ٢- خداوند به چه كسانى وعده يارى داده است؟
ميز نمىنشينيد و مذاكره نمىكنيد؟ همان اسرائيلى كه تمام قوانين بينالمللى و اخطارها و تصويبنامههاى سازمانهاى جهانى را كه مورد اتفاق تمام ملتها است، و تمام قوانين بشرى و دينى را زير پا گذاشته است، آيا چنين كسى منطق و مذاكره مىفهمد؟! اسرائيلى كه هزاران هزار كودك بى گناه و پير زنان و پير مردان و حتى بيماران بيمارستانها در زير بمبهاى آتشزايش، قطعه قطعه شده و سوختهاند، كسى است كه بايد از در منطق با او وارد شد؟
همچنين كسانى كه وجود يك معبد و مسجد را كه سبب آگاهى و حركت تودههاى مردم است مزاحم منافع نامشروع خود مىبينند و به هر قيمتى بتوانند در هدم و محو آن مىكوشند، اشخاصى هستند كه بايد از طرق مسالمتآميز با آنها وارد بحث شد؟
به هر حال اگر مسائل ذهنى را كنار بگذاريم و به واقعيات موجود در جوامع انسانى بنگريم يقين خواهيم كرد كه در بعضى از موارد چارهاى جز توسل به اسلحه و زور نيست و اين هم از ناتوانى منطق نيست بلكه عدم آمادگى جباران براى پذيرش منطق صحيح است، بدون شك هر جا منطق مؤثر افتد حق تقدم با آن است.
٢- خداوند به چه كسانى وعده يارى داده است؟
اين تصور اشتباه است كه وعده پيروزى و يارى خدا و دفاع از مؤمنان كه در آيات فوق و ساير آيات قرآن آمده است خارج از سنت آفرينش و قوانين حيات مىباشد، چنين نيست، اين وعده را خداوند تنها به كسانى داده است كه تمام نيروهاى خود را بسيج كنند، و با همه توان به ميدان آيند، و لذا در تعبير آيات فوق مىخوانيم:
" لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ" بنا بر اين دفع ظالمان را خدا تنها با نيروهاى غيبى و قدرت صاعقه و زلزله (جز در موارد استثنايى) نمىكند، بلكه به وسيله