ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٥٦
داده مىشود و ديدى كه به نماز بى اعتنايى مىشود و ديدى كه ثروتمند مال بسيارى نزدش جمع شده و از روزى كه مشغول جمع آورى آن شده، زكاتش را نداده و ديدى كه ميت را از قبرش بيرون مىكشند و آزارش داده، كفنهايش را مىفروشند و ديدى كه هرج و مرج بسيار شده و ديدى كه افراد در صبح و عصر مست هستند و هيچ اهتمامى به وضع مردم ندارند و ديدى كه با چهار پايان جماع مىكنند و ديدى كه چهار پايان به جان يكديگر مىافتند و يكديگر را پاره مىكنند.
ديدى كه مرد به نماز خانهاش مىرود و بر مىگردد در حالى كه جامههايش را ربودهاند و ديدى كه دلهاى مردم قساوت و چشمهاشان خشك شده و ذكر خدا بر آنان سنگين مىآيد و حرام خوارى علنى گشته و بر سر آن از يكديگر پيشى مىگيرند و ديدى كه نمازگزار اگر به نمازخانه مىرود براى آن است كه خود را به مردم نشان دهد، مردم او را ببينند كه نماز مىخواند و اگر ديدى كه فقيه براى غير هدف دين تفقه مىكند، يعنى به اين منظور فقه مىخواند كه دنيا و رياست به دست آورد و ديدى كه مردم به سوى آن كسى مىشتابند كه غالب باشد و خلاصه هر يك از دو طرف نزاع غلبه كند مردم با او باشند، چه غلبهاش حق باشد و چه باطل.
و ديدى كه طالب حلال مورد مذمت و سرزنش و طالب حرام مورد مدح و احترام قرار گيرد و ديدى كه در دو حرم كعبه و مدينه كارهايى صورت مىگيرد كه خدا دوست نمىدارد و هيچكس جلوگير آنان نيست و حتى بين آنان و آن عمل زشت كسى حائل نمىشود و ديدى كه در دو حرم شريف ساز و آواز علنى ارتكاب مىشود و ديدى كه افرادى سخن از حق مىگويند و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند ولى از پاى خطابهاش كسى برمىخيزد در حالى كه خود را خير خواه و دلسوز او مىداند از در خير خواهى و نصيحت مىگويد: خدا از تو نخواسته كه اين حرفها را بزنى و ديدى كه مردم در اقتداى به اهل شر به يكديگر هم چشمى مىكنند و ديدى كه راههاى خير از رهرو خالى است و احدى به آن راه نمىرود.
و ديدى كه جنازه را به اهتزاز در مىآورند و كسى از اين عمل ناراحت نمىشود و ديدى كه هر سالى كه مىگذرد بدعتهاى بيشترى از سال قبل باب شده و شر بيشترى پيدا مىشود و ديدى كه خلق و جمعيتها جز اغنياء را پيروى نمىكنند، ديدى كه حاجت محتاج را در برابر مسخره كردن او و خنديدن به او بر آورده مىكنند و ترحمشان براى غير رضاى خدا است و ديدى كه آيات آسمانى الهى رخ مىدهد ولى كسى از آن نمىترسد و ديدى كه مردم با يكديگر جفتگيرى مىكنند، آن طور كه چهار پايان مىكنند و كسى اين عمل را زشت ندانسته و اگر زشت بداند از ترس مردم نهى نمىكند و ديدى كه افراد اموال بسيار در غير راه خدا انفاق