ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٢٨ - نقطه افتراق مهم بين كلام الهى و كلام بشرى
خداى سبحان چنين نيست و بايد خداى تعالى را اجل از اين نقيصه بدانيم چون او به هر چيزى از هر جهتش احاطه علمى دارد، او خود در وصف كلامش فرمود:(إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ)[١].
اين است يكى از وجوه و ادلهاى كه به آن تمسك مىكنيم در اينكه از كلام خداى تعالى آنچه كه ظهور در اطلاق دارد، اطلاق مىگيريم، مىگوئيم: كلام او كلام حكيمى است، آگاه به همه چيز، او وقتى در كلام خود مطلقى مىآورد و به دنبالش چه متصل و چه جداى از آن كلام قيدى براى آن مطلق نمىآورد همان مطلق حجت است و نيز همين است يكى از وجوهى كه مىگوئيم اگر خداى تعالى در كلام خود حكمى را كه روى موضوعى مىبرد آن موضوع را به صفتى توصيف مىكند اين توصيف اشاره دارد به عليت و اينكه علت محكوم شدن آن موضوع به اين حكم همين صفتى است كه در آن وجود دارد، به طورى كه اگر موضوع نامبرده در زمانى آن صفت را نداشته باشد آن حكم را نيز نخواهد داشت، چون گوينده اين كلام و حاكم به اين حكم حكيم است و آن صفت را بيهوده ذكر نكرده، بنا بر اين اگر در آيه مورد بحث فرموده: يحبهم ، دوستشان دارد و هيچ قيدى براى اين محبت خود نياورده، مىفهميم كه خداى تعالى آن مردم را در هيچ چيزى دشمن نمىدارد و گرنه بايد در كلام خود آن مورد را استثناء مىكرد و همچنين اگر فرموده: اين مردمى كه بعدها مىآيند در برابر مؤمنين، متواضع و ذليلند، مىفهميم كه آن مردم بايد مؤمنين را به خاطر آنكه مؤمنند و ما دام كه مؤمنند دوست بدارند و يا به عبارت ديگر مؤمنين را بدين جهت دوست بدارند كه داراى صفت ايمان به خداى سبحان هستند و نيز مىفهميم كه اين مردم بايد در برابر مؤمنين در هر حالى از احوال آنان متواضع باشند و الا لازم بود خداى سبحان در كلام خود استثناء بياورد و مثلا بفرمايد: در برابر مؤمنين ذليلند الا در فلان حال مؤمنين ، و گرنه كلام قول فصل نمىشد.
بله در اين ميان مطالبى هست كه به غير صاحبان آن نسبت داده مىشود، (مثلا به يهوديان زمان رسول خدا ٦ كه نه پيغمبرى را ديده و نه پيغمبرى را كشتهاند نسبت مىدهد كه پس شما چرا انبيا را كشتيد) و اين در مواردى است كه بين صاحبان آن عمل و منسوبين به آن عمل جامعى وجود دارد كه اين نسبت را تصحيح مىكند، به آيات زير توجه فرمائيد:
(وَ لَقَدْ آتَيْنا بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلَى الْعالَمِينَ)
[١] قرآن سخن فصل و جدا سازنده حق از باطل است نه شوخى. سوره طارق، آيه ١٤ .