ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٦٦ - در قرآن جزئيات نزول انجيل بر عيسى(ع) ذكر نشده است
(كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ )[١]، و نيز فرموده:(أَخَذَ الْأَلْواحَ وَ فِي نُسْخَتِها هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ)[٢].
و در خصوص قرآن كريم فرموده:(نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ)[٣]، و نيز فرموده:(إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ)[٤]، و نيز فرموده:(فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ بِأَيْدِي سَفَرَةٍ كِرامٍ بَرَرَةٍ)[٥]، ولى خداى سبحان در باره جزئيات و چگونگى نزول انجيل و مشخصات آن چيزى در قرآن كريم نياورده، تنها در آيه قبلى نزول آن را بر عيسى در مقابل نزول تورات بر موسى (ع) و نزول قرآن بر محمد ٦ ذكر كرده، و اين خود دلالت دارد بر اينكه انجيل كتابى مستقل بوده در مقابل تورات و قرآن.
اين لازمه اول آيه مورد بحث بود، لازمه دومش اين است كه جمله: (فِيهِ هُدىً وَ نُورٌ) كه در وصف انجيل است، در مقابل جمله:(إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَ نُورٌ) باشد كه در وصف تورات است، و معلوم است كه منظور از هر دو جمله اين است كه آن دو كتاب مشتمل بودند بر معارفى و احكامى، چيزى كه هست اينكه در آيه براى دومين بار فرموده:(وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ) خود دليل است بر اينكه هدايتى كه در بار اول ذكر شد غير از هدايتى است كه در باره دوم ذكر كرده و كلمه موعظت آن را تفسير كرده، پس هدايت اول عبارت است از نوعى معارف كه مردم با آن معارف در باب اعتقادات هدايت مىشوند و اما هدايت دوم عبارت است از معارفى كه بشر به وسيله آن در مرحله عمل هدايت مىشود، پس تقواى دينى منظور از هدايت
[١] به موسى گفت من تو را از ميان مردم برگزيدم، و به رسالتهايم و كلامم اختصاصت دادم، پس آنچه بتو مىدهم بگير و از شكرگزاران باشد، و ما در آن لوحها برايش از هر چيزى مقدارى نوشتيم، و موعظتها و جزئياتى از هر چيز ثبت كرديم. سوره اعراف، آيه ١٤٥ .
[٢] الواح را بگرفت در حالى كه در آن نسخه اصلى هدايت و رحمتى بود براى كسانى كه از پروردگار خود پروا دارند. سوره اعراف، آيه ١٥٤ .
[٣] روح الامين آن قرآن را بر قلب تو نازل كرد تا تو از انبياى بيمرسان باشى، و اين قرآن به زبان عربى روشن است. سوره شعراء، آيه ١٩٥ .
[٤] محققا اين گفته فرستادهاى است بزرگوار، فرستادهاى كه نزد خداى صاحب عرش نيرومند و محترم و فرمانده است و در آنجا امين خداى تعالى است. سوره تكوير، آيه ٢١ .
[٥] در صحيفههايى مكرم و بلند مرتبه و پاكيزه شده، و در دست سفيرانى كريم و نيكوكار. سوره عبس، آيه ١٦ .