ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٦٢ - بحث روايتى(رواياتى در مورد شان نزول آيات گذشته)
و حرامهاى اين كتب آسمانى را مىدانم، آمدهام از تو از مسائلى سؤال كنم كه پاسخ آن را كسى نمىداند، مگر آن كس كه يا پيغمبر باشد و يا وصى پيغمبر، راوى مىگويد: امام باقر (ع) سر خود را بلند كرد و فرمود: بپرس آنچه به نظرت مىرسد، نافع گفت به من خبر بده كه فاصله بين عيسى و محمد (ع) چند سال است، حضرت فرمود: نظريه خودم را بگويم و يا نظريه تو را گفت هر دو را فرمود: اما به نظر من پانصد سال فاصله بود، و اما بنا به نظر شما ششصد سال.[١] مؤلف: در اسباب نزول آيات نيز اخبار مختلفهاى كه طبرى آن را از عكرمه نقل كرده، آمده، كه يهوديان از رسول خدا ٦ از حكم سنگسار پرسيدند، حضرت فرمود:
اعلم علماى شما كيست؟ اشاره كردند به ابن صوريا، رسول خدا ٦ او را به خدا سوگند داد كه آيا حكم رجم را در كتاب آسمانى خود ديده يا نه؟ ابن صوريا گفت: بله ليكن وقتى ديديم زنا در ميان ما شايع و بسيار شد، صد تازيانه مىزديم، و سر مىتراشيديم، رسول خدا ٦ نيز حكم كرد به اينكه زنا كار يهود را بايد تازيانه بزنند، آن گاه خداى عز و جل آيه شريفه:(يا أَهْلَ الْكِتابِ ...) (صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ) را نازل فرمود.[٢] و روايتى كه باز طبرى از ابن عباس نقل كرده كه گفت ابن ابى (رئيس منافقين) و بحرى بن عمرو و وشاس بن عدى نزد رسول خدا ٦ آمدند حضرت با آنان و ايشان با حضرت گفتگوها كردند، در آخر رسول خدا ٦ آنان را به سوى خدا دعوت نموده، از عذاب خدا بر حذر داشت، گفتند: اى محمد تو نمىتوانى ما را بترسانى، براى اينكه به خدا سوگند ما فرزندان خدا و دوستان او هستيم (همانطور كه مسيحيان) مىگويند، خداى عز و جل در باره اين چند نفر آيه زير را نازل كرد، كه: و قالت النصارى ... تا آخر آيه[٣].
و روايتى كه باز هم از ابن عباس آورده كه گفت رسول خدا ٦ يهوديان را دعوت به سوى اسلام كرد، و در اين باره تشويقشان فرمود، و از مخالفت بر حذرشان داشت، اما زير بار نرفتند، معاذ بن جبل و سعد بن عباده و عقبة بن وهب به آنان گفتند اى گروه يهوديان از خدا بترسيد به خدا سوگند شما يقين و اطلاع كافى داريد به اينكه محمد
[١] روضه كافى ج ٨ ص ١٢١- ١٢٠ ح ٩٣.
[٢] جامع البيان ج ٦ ص ١٠٤- ١٠٣.
[٣] جامع البيان ج ٦ ص ١٠٦- ١٠٥.