ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٤٧ - اشاره به وضع علمى مسلمين در عهد رسول الله
تورات و انجيل ندارد.
نتيجه اين وضع آن شد كه تقدم و عمل در بين قرآن و حديث تقسيم شود، يعنى تقدم و احترام صورى از آن قرآن و اخذ و عمل از آن حديث شود، و در اندك مدتى قرآن از حيث عمل متروك گردد، و اين سيره نكوهيده يعنى مسامحه در عرضه حديث بر قرآن، هم چنان در بين امت استمرار يافت و تا به امروز نيز عملا استمرار يافته، هر چند كه امت آن را به زبان انكار نموده و ناپسند مىداند، قرآن كريم نيز از آن پيشگويى كرده و فرموده كه رسول خدا ٦ در قيامت خواهد گفت پروردگارا امت من قرآن را متروك گذاشتند، الا عدهاى قليل كه در هر عصرى از اين انحراف دور ماندند.[١] و همين مسامحه و سهلانگارى عينا يكى از اسبابى بود كه باعث شد بسيارى از خرافات قومى و قبيلهاى كه هر قومى در قديم به آن معتقد بودند بعد از مسلمان شدنش نيز به عنوان يك اعتقاد دينى باقى بماند، آرى مثل معروف مىگويد: الداء يجر الداء درد، دردى ديگر مىزايد.
عامل سوم در جعل احاديث ماجرايى بود كه بعد از رحلت رسول خدا ٦ در مساله خلافت پيش آمد و اراى عامه مسلمين در باره اهل بيت آن جناب مختلف گرديد، عدهاى طبق دستور رسول خدا ٦ به آن حضرات تمسك جسته، و به آنان عشق ورزيدند، جمعى ديگر از آن حضرات روى گردانيده و اعتنايى به امر آنان و مكانتشان به علم قرآن نكردند و براى آگاهى و يادگيرى علم قرآن به غير آن حضرات مراجعه نمودند، جمعى ديگر با آن حضرات دشمنى نموده، با جعل احاديثى دروغين به آنان بدگويى كردند، با اينكه رسول خدا ٦ در مواقفى و كلماتى كه احدى از مسلمانان در صحت آنها و در دلالت آنها ترديد نكرده، سفارش فرموده بود كه علم دين را از اهل بيت او بگيرند، و چيزى به اهل بيت او نياموزند، و اينكه اهل بيت آن جناب از همه امت به كتاب خدا آگاهترند، و نيز به امت فرمود كه اهل بيتش هرگز در تفسير قرآن خطا نمىكنند و در فهم قرآن دچار اشتباه نمىشوند و در حديث معروف به ثقلين كه بطور تواتر نقل شده، و احدى در آن ترديد نكرده، و فرمود: من از ميان شما مىروم و به جاى خود دو چيز بس گرانمايه مىگذارم، يكى كتاب خدا و ديگر عترتم را، و اين دو، تا ابد با همند و از يكدگر جدا نخواهند شد، تا بر لب حوض كوثر بر من در آيند، (تا آخر حديث) و در بعضى از طرق همين حديث آمده كه سپس
[١] سوره فرقان، آيه ٣٠ .